الشيخ حسين المظاهري

39

معارف اسلام در سوره يس (فارسى)

آن قرآنى كه از طرف عزيز و از طرف رحيم نازل شده است تو پيامبرى . لذا « تنزيل العزيز الرحيم » در كنار حكيم گذاشته مىشود يعنى قرآن يك صفت دارد كه سراسر حكمت است ، يك صفت ديگر دار كه از طرف عزيز و رحيم نازل شده ، و « علي صراط مستقيم » خبر براى « انّك » است ، يعنى : « انّك لمن المرسلين علي صراط مستقيم » ، قسم به قرآن كه تو پيامبرى و قسم به قرآن كه تو در راه مستقيمى . اين دو صفت كه يكى از آنها براى پيامبر و يدگرى براى قرآن است ، اشاره به دو دليل دارد ، دو دليل محكم براى نبوت كه در حقيقت ، اول اين سوره مباركه با يك اشاره مىخواهد نبوت را اثبات كند و بعد از آنكه نبوت را اثبات كرد آن وقت وارد بحث وظايف نبوت مىشود و دو دليل محكم براى اثبات نبوت مىآورد . در قسمت گذشته بحث كرديم و نتيجه گرفتيم كه اين جمله مبارزه به مثل مىكند و مىگويد : پيامبر ، پيامبر است . براى اينكه قرآنى آورده كه سراسرش حكمت است و كسى نمىتواند مانند آن از نظر حكمت بياورد : « اثبات نبوت از راه تحدى و از راه مبارزه به مثل » پس « على صراط مستقيم » دليل ديگرى براى اثبات نبوت است و شايد با ذكر مقدمه‌اى بهتر بتوان اثبات كرد كه اين جمله نه تنها صفت براى پيامبر ، بلكه خود دليل نبوت است . ضرورت قانون در اجتماع بشرى يكى از تفاوت‌هايى كه بين حيوان و انسان وجود دارد اين است كه حيوانات قانون لازم ندارند ، چون اجتماعى و مدنى نيستند . مثلًا يك آهو مىتودند در بيابان به تنهايى زندگى كند ، خوراكش در بيابان است ، احتياجى هم به همنوع خود ندارد ، از نظر غريزه جنسى هم نگرانى نيست . آهوى نر و ماده بالاخره در جايى يكديگر را پيدا مىكنند تا تكثير نسل كنند و در نتيجه يك آهو در بيابان مىتواند به تنهايى زندگ كند ، اما انسان اين طور نيست . انسان اگر بخواهد انسان كاملى بايد بايد در اجتماع باشد ، هم بعضى از حوائج ديگران برآورد و هم ديگران بعضى از حوائج او را جامعه بايد دست به دست يكديگر دهند تا اينكه رفاه يك انسان فراهم شود و بتواند كامل گردد . مثلًا اگر شخصى بخواهد تحميل علم كند و روزبروز بر دانش خود بيافزايد ، در بيابان برايش ميسر نيست ، در جنگل هم نمىتواند سعادت پيدا كند ، بايد در اجتماع باشد و جامعه