الشيخ حسين المظاهري
77
معاد در قرآن (فارسى)
ريشهء فلسفى بناء عقلى نبايد توهم كرد كه بناى عقلا اساس محكمى ندارد ، « بلكه ريشه فلسفى دارد . اين ريشه از جمله معروف فلاسفه : « حقيقت شىء به صورت است نه به ماده » گرفته شده است . يعنى ، حقيقت انسان به « منيت » او است . به سخنى ديگر ، حقيقت انسان چيزى است كه به آن ، به وسيلهء الفاظى چون « من » ، « تو » و « او » اشاره مىشود . اين « من » ، « تو » و « او » هيچگاه تغيير نمىيابد و گذشت زمان اگر چه باعث دگرگونى سلولهاى بدن و تغيير كامل جسم انسان مىشود ، اما در حقيقت او بىتأثير است . چنان كه در مثال بالا ديديم وقتى به شخصى كه 20 سال پيش به شما خوبى كرده است بر مىخوريد ، اين شخص را همان شخص 20 سال پيش مىدانيد و مىگوئيد « تو » 20 سال پيش گره از كار بستهء « من » گشودى . يعنى ، « تو » همان شخصيت 20 سال پيش را دارى و « من » نيز همان شخص 20 سال پيش هستم . بنابراين ، « من » ، « تو » و « او » هيچگاه معدوم نمىشوند و تغيير نمىيابند و آن چيزى كه در معرض دگرگونى قرار دارد ، « جسم » و به تعبير حافظ « خرقه » است . در واقع ، جسم همچون لباس است و از اينرو ، جسم نو به منزلهء لباس نو است . همانگونه كه لباس وسيلهء حفظ انسان از سرما و گرما است ، جسم نيز وسيلهاى است كه انسان به واسطهء آن لذت و كيفر مىبيند .