الشيخ حسين المظاهري
76
معاد در قرآن (فارسى)
ثواب را امرى عرفى مىدانند و مىفرمايند بايد ديد كه عقلا در كجا عقاب را مىپسندند و در كجا نمىپسندند و همچنين ثواب را . « 1 » يعنى اگر كسى ده سال پيش ظلمى كرده و گريخته باشد آيا پس از يافتن وى نمىگوئيد كه اين شخص همان شخصى است كه ده سال پيش به من ظلم كرده است ؟ و ايا او را مستحق كيفر نمىدانيد ؟ آيا هيچ عاقلى در اين امر به شما اعتراض مىكند ؟ اگر چه سلولهاى بدن او كاملًا دگدگون شده است ، ولى او همان شخصى است كه به شما ظلم كرده و مستحق كيفر است . همچنين ، حالتى را در نظر بگيريد كه شخصى به شما لطفى كرده و گره از كار بستهتان گشوده باشد . پس از 20 سال او را دوباره ببينيد ، آيا او را دوباره اكرام و احترام نمىكنيد ؟ و او را سپاس نمىگوئيد ؟ با اينكه تمام سلولهاى بدن وى دگرگون و كاملًا شخص ديگرى شده است . اماف اين امر موجب نمىشود كه خود را مديون وى ندانيد و احترام او را برخود لازم نبينيد . اين دو مثال در پاداش و كيفر ، جواب از شبههء « آكل و مأكول » براساس بناى عقلا است . البته ، شبههء « آكل ومأكول » از ندانستن است ، نه اينكه واقعاً شبههاى علمى باشد . ولى ، با اين حال از سوى قرآن و فلاسفه بدان پاسخ گفتهشده است .
--> ( 1 ) . ايشان هيچگاه مسئلهء جبر و اختيار را در ميان عامهء مردم به گونهءبحثهاى فلسفى و كلامى يا بحثهاى عميق و لطيف عرفانى مطرح نمىكند . بلكه ، آن توسل به عرف عقلا طرح و حل مىفرمود .