الشيخ حسين المظاهري

56

معاد در قرآن (فارسى)

دورى نكرده اى كه شوم طالب حضور * غائب نگشته اى كه هويدا كنم تو را بنابراين ، انسان فطرتاً به « مبدا » و « معاد » اعتقاد دارد . ولى ، براى هوى و هوس و زندگى دو روزه دنيا فطرت را آلوده و چشم دلش را كور مىكند و معاد را منكر مىشود تا راحت و رها از عذاب وجدان سرگرم دنيا و لعب شود . هدفدار بودن آفرينش دليل دوم براى اثبات معاد هدفدار بودن خلقت است . زيرا ، اگر معاد نباشد لازم مىآيد كه عالم هستى لغو باشد . درست مثل بازى كودكانه‌اى كه طى آن كودكى ساعت‌ها زحمت مىكشد تا مثلًا خانه‌اى چوبى يا گلى بسازد . سپس ، يا يك لگد ، زحمت روزانه خود را به باد مىدهد . البته ، اگر چه كار اين كودك عبث و بيهوده مىماند ، ولى غايتى دارد كه آن بازى كردن است . ولى بى هدفى خلقت از آن نيز بدتر است چون بىغايت و لذا باطل خواهد بود . از اين رو ، بايد معاد وجود داشته باشد تا جهان لغو نباشد . زيرا ، سراسر هستى حكايت از تدبير حكيمانه جهان مىكند و اين واقعيت بر همه آشكار است . چگونه به باور مىنشيند كه از پى آن خاكى كه نطفه مىشود ، نطفه‌اى كه به انسان بدل مىشود و انسانى كه با اين همه مشقت و خون جگر ، ساليان دراز بار زندگى پر رنجى را به دوش مىكشد ، فرجامى نباشد و با مرگ انسان اين همه