الشيخ حسين المظاهري

89

عصاره دين (فارسى)

احكام صلح مسأله 335 صلح آن است كه انسان مجّاناً يا در عوض مال يا منفعتى ، با ديگرى سازش كندكه از يكديگر بگذرند و اگر چيزى بر ذمّهء يكديگر دارند ، برائت حاصل شود . مسأله 336 طرفين صلح بايد رشيد باشند و با اختيار و رضايت صلح كنند و بتوانند در مال خود تصرّف نمايند . مسأله 337 صلح از عقود لازم است و برگشتن از آن ممكن نيست ، مگر در جايى كه فريب باشد . مثلًا اگر انسان مقدار بدهى خود را بداند و طلبكار او نداند ، چنانچه طلبكار طلب خود را به كمتر از مقدارى كه هست صلح كند ، صلح صحيح است ، گرچه فريب دادن از گناهان بزرگ است . ولى اگر فهميد مىتواند صلح را بر هم بزند و مىتواند از او بخواهد جبران خسارت كند . مسأله 338 صلح از عقود است ، بنابر اين اگر كسى بخواهد مال خود را به كسى صلح يا هبه كند ، قبول طرف را لازم دارد . ولى اگر بخواهد از طلب يا حقّ خود بگذرد ، قبول كردن لازم نيست . مسأله 339 اگر كسى مالش را مشروط بر اينكه تا زنده است فايدهء آن متعلّق به خودش باشد ، به‌ديگرى صلح كرد ، صحيح است . چنانچه اگر شرط كرد بعد از مرگش آن را وقف كند ، صحيح است و بايد به شرط عمل كند .