الشيخ حسين المظاهري
72
سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى)
روزمرّگىهايى كه مشغول آن است خلق شده ، سخت در اشتباه است . اگر كسى مرتبهء خود را در حدّ جسم خاكى بداند ، آمال و آرزوها و چشم انداز آيندهء او نيز در جهت تمايلات جسمانى و دنيوى او ترسيم مىگردد . پس توجّه انسان به منزلت خويش ، موجب بيدارى و تلاش در راستاى ترسيم دورنماى ربّانى براى او مىشود . توجّه به اينكه روح خداوند در كالبد آدمى دميده شده است . توجّه به اينكه « روح الله » ، مسجود ملائكه است « 1 » و نبايد بندهء شيطان و نفس امّاره باشد . « 2 » توجّه به اينكه جسم انسان بايد وسيله و مركب براى تكامل روحى او باشد و روح خدا را به خدا برساند . در اين مرتبه است كه جز پروردگار متعال هيچ موجودى در دل انسان راه ندارد و سراسر وجود او خدائى مىشود . لذا كارهاى خدايى مىكند . « 3 » توجّه به اينكه جوانى كه مىتواند كارهاى خدايى بكند و تجلّى « كُنِ رحمانى » حضرت حق شود ، حيف است فداى شهوت و تمايلات نفسانى و رذائل اخلاقى شود . توجّه به اينكه همه مىتوانند بيدار شوند ، حتّى كسى كه مجسّمهء رذائل اخلاقى باشد . يك روز آخوند همدانى ( رحمه الله ) از زيارت حرم مطهّر اميرالمؤمنين ( ع ) برمىگشت . در راه به جوانى برخورد كه از فاجران و فاسدان و طاغيان آن زمان بود و « عبد فرّار » نام داشت . مرحوم آخوند همدانى ( رحمه الله ) به او گفت : تو كيستى ؟ گفت من عبد فرّار هستم . مرحوم آخوند از اين جمله استفاده كرد و همراه با نگاه تندى گفت : « أفَررتَ مِنَ الله او مِن رَسولِه ؟ - آيا از خدا فرار كردهاى يا از رسول خدا ؟ » همين يك جمله موجب شد جاذبهء حق تعالى او را تسخير كند و توفيق بازگشت به سوى خدا را بيابد . جوان در حالى كه مرتّب جملهء مرحوم آخوند را تكرار مىكرد ، به خانهاش رفت و دِق كرد و مُرد . آن
--> ( 1 ) . الحجر / 29 : فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدين ( 2 ) . يس / 60 : أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَني آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين ( 3 ) . ارشاد القلوب ، ج 1 ، ص 75 : « يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا حَيٌّ لَا أَمُوتُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ حَتَّي أَجْعَلَكَ حَيّاً لَا تَمُوتُ يَا ابْنَ آدَمَ أَنَا أَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ أَطِعْنِي فِيمَا أَمَرْتُكَ أَجْعَلْكَ تَقُولُ لِلشَّيْءِ كُنْ فَيَكُونُ »