الشيخ حسين المظاهري

64

سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى)

موضوع اعتنا ننمودم . از يادآورى موضوع خيلى ناراحت شدم و حالت قبض و بى توفيقى من مدّتى ادامه داشت تا روزى در صحرا ديدم يك بچه گنجشك از درخت روى زمين افتاده و مارى قصد بلعيدن او را دارد . با عصايم به مار حمله كردم و بچه گنجشك را نجات داده ، پس از نوازش به مادرش تحويل دادم . ناگهان در عالم كشف به من گفتند : « شكرت عنك عصفورة عند الحضرة » . فهميدم آن گنجشك نزد خداوند از من تشكر كرده است . پس از آن مجدداً حال عبادت براى من پديدار شد ، از ناراحتى بيرون آمدم و حالت قبض من مبدّل به حالت بسط شد .