الشيخ حسين المظاهري
39
سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى)
بزرگمرد ، پيوسته شاگردان خويش را به ترك هوى و هوس ، به ويژه دنيا طلبى و رياست طلبى سفارش مىكرد و مىگفت : من قبلًا خود را براى اين زعامت و مرجعيّت آماده نكرده بودم و آن بر من ، بارى گران است و اى كاش بر دوش من نهاده نمىشد . حاصل سخن اينكه ركن اساسى سير و سلوك ، تقيّد به ظواهر شرع است . سالك بايد همهء واجبات را به صورت دقيق بهجا آورد ، محرمات را ترك نمايد و از انجام اعمال مكروه ، اجتناب كند . در به جا آوردن مستحبّات نيز بهقدر نشاط و به اندازهاى كه براى تحصيل و كار او مضر نباشد ، همّت ورزد . پايبندى به اين دستورالعمل ، از ابتدا تا آخرين مراحل و مراتب سير و سلوك ، لازم و ضرورى است و تخطّى از آن ، تحت هيچ شرايطى جايز نمىباشد . متأسّفانه در برخى فِرق به ظاهر اسلامى نظير تصوّف ، مطالبى مطرح مىشود كه سنخيّت با مبانى و احكام اسلام ندارد . چنين فرقههايى به نام عرفان و سير و سلوك ، سالك را از صراط مستقيم منحرف مىسازند و او را بر عدم رعايت صحيح احكام شرعى ترغيب مىنمايند . در آن مكاتب كه به هيچ رو مورد تأييد دين اسلام نيستند ، افرادى به عنوان قطب طايفه از تقدّس ظاهرى برخوردارند و با بىاهميّت جلوهدادن احكام اسلام ، ديگران را به انجام اعمالى كه از ناحيهء دين صادر نشده است وادار مىكنند و از التزام به احكام شرعى دور مىسازند . ضربهء بزرگترى كه از سوى چنين فِرَقى بر پيكر دين وارد مىشود ، اتّهامى است كه بعضى آنان به علماى بزرگوار و مراجع تقليد گذشته و حال نسبت مىدهند . اين افراد براى صحّه گذاشتن بر فرقه و اعتقادات خود و به جهت صحيح جلوه دادن اعمال خويش در بين مردم ، علماى تشيّع و مراجع تقليد را به عنوان حاميان تصوّف قلمداد مىكنند و از موقعيّت دينى و اجتماعى آنان در جهت نفوذ خود در بين مردم بهرهبردارى مىنمايند . بنابراين جوانان و اهل سير و سلوك ، بايد با هوشيارى كامل ، مانع شيوع اين انحرافات شوند .