الشيخ حسين المظاهري
73
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)
و پيامبرم عقد اخوت بستم ، امّا او زندگى پيامبرم را بر زندگى خود ترجيح داد و در بستر او خوابيد و جانش را فداى او كرد . هر دو به زمين برويد و او را از شر دشمنش محافظت كنيد . پس جبرئيل كنار سر حضرت و ميكائيل كنار پاهاى ايشان نشست و جبرئيل مىگفت : « بَخْ بَخْ مَنْ مِثْلُكَ يَاابْنَ أَبِى طَالِبٍ وَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يُبَاهِى بِكَ الْمَلَائِكَة » « 1 » آفرين ، آفرين مانند تو كيست اى پسر ابى طالب ؟ خداوند به واسطه تو بر ملائكه مباهات مىكند . پيامبر ( ص ) پس از اين كه از شهر خارج شدند ، به غار ثور پناه بردند . با اعجاز الهى ، عنكبوتى آمد و بر در غار ، تارى تنيد . كبوترى هم آن جا لانه گذاشت . مشركين هم وقتى فهميدند پيامبر ( ص ) از مكّه فرار كرده ، با وسايل آن روز ردّ پاى حضرت را پيدا كردند تا به غار رسيدند ، امّا وقتى ديدند درِ غار را تار عنكبوت گرفته و هيچ اثرى از پارگى در آن نيست و كبوتر هم آن جا لانه گذاشته ، يقين كردند كه كسى وارد غار نشده است و لذا برگشتند . تا سه روز ، اميرالمؤمنين ( ع ) براى پيامبر اكرم ( ص ) غذا مىبردند . روز سوّم پيامبر ( ص ) فرمودند : من فردا عازم مدينه هستم . شترى براى من تهيّه كن و تو هم پس از رفتن من ، امانتهاى مردم را كه در دست من بود ، به صاحبانش باز گردان و با دخترم
--> ( 1 ) . الأمالى ( للطوسى ) ، ص 469 .