الشيخ حسين المظاهري

68

مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)

--> داشته است ؛ زيرا هارون ، شريك موسى بود . اميرالمؤمنين نيز عملًا در دوران حيات رسول اكرم ولايت داشته است ، اگر چه ساكت بوده ؛ زيرا بنا بر حديث فوق ، اميرالمؤمنين به استثناى نبوّت داراى تمام شؤون پيامبر اكرم بوده‌اند . حديث غدير نيز اين مطلب را اثبات مىكند ؛ چون عمر در روز غدير به على گفت : « صبح كردى و روز را به شب بردى در حالى كه ولىّ هر مرد و زن با ايمان شدى . » ترمذى نيز حديثى را در فضائل اميرالمؤمنين آورده است كه به وضوح بر مطلب فوق دلالت دارد . در حديث مذكور مىخوانيم كه على ، كنيزكى از اسراى جنگى را براى خود برگزيد . چهار تن عليه او هم‌پيمان شدند و از او به پيامبر ، شكايت كردند . پيامبر خشمگين شد و فرمود : از على چه مىخواهيد ؟ از على چه مىخواهيد ؟ على از من است و من از او هستم . او پس از من ، ولىّ تمام مؤمنان است . اين روايت دلالت بر اين نكته دارد كه اقدام على در آن وقت معتبر بوده است و به جهت برخوردارى از مقام ولايت ، حق داشته است مانند پيامبر ، از ميان غنايم انتخاب كند ؛ زيرا على از پيامبر است ؛ يعنى مانند خود اوست . لذا كارى كه انجام مىدهد ، مانند كارى است كه پيامبر انجام داده است . بنا بر اين ، نتيجه مىگيريم كه مراد از بعديّت در اين روايات ، بعديّت زمانى نيست ، بلكه بعديّت به لحاظ رتبه و مقام است . بدين سبب در برخى از روايات ، كلمهء « بعد » به كار نرفته است . پاسخ اشكال سوّم . عبارت « و هم راكعون » به دو دليل ، حال است : اوّل اين كه دو احتمال ديگر ، بعيد است ؛ زيرا پذيرفتن احتمال نخست ، مستلزم اين است كه آن را تأكيد براى جملهء پيشين بگيريم و اين ، بر خلاف اصل است ؛ زيرا گفتن كلمهء « نماز » ما را از بيان اين كه ايشان در نماز ، ركوع مىكنند ، بىنياز مىسازد ، چه اين كه از كلمهء نماز ، ركوع نيز فهميده مىشود . همانطور كه از لفظ ركوع ، معناى مشهورش به ذهن متبادر مىشود ، و لذا احتمال دوّم هم باطل مىگردد . دوّم اين‌كه رواياتى كه در مورد شأن نزول اين آيه است ، صراحتاً نشان مىدهند كه عبارت « و هم راكعون » در آيهء مذكور ، حال است و مراد از ركوع ، همان ركوع