الشيخ حسين المظاهري
67
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)
--> معناى اين آيه باشد . بر فرض هم كه تمام اين آيات با يكديگر مرتبط باشند باز هم با آن چه كه مطلوب ماست ، منافات ندارد ؛ زيرا لفظ « اولياء » در آيهء اوّل نيز به معناى رسيدگى به امور است ؛ اگر چه در قالب يارى و همكارى باشد . بدين ترتيب هر معنايى را كه در نظر بگيريم ، مطلوب ما ثابت مىشود . خصوصاً با افزودن آيهء مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ . . . ؛ زيرا شامل خصوصيّاتى است كه صرفاً با زمامدار و سرپرست امور ، سازگار است . همچنين اين كه گفته شده : چنين معنايى با آيهء بعدى كه فرموده وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ منافات دارد ، آشكارا باطل است ؛ زيرا مراد از تولّى خدا و رسول و مؤمنان ، اين است كه آنان را به عنوان اولياى خود برگزينند و ولايت را به همان معنايى كه در آيهء قبلى ، يعنى إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . . اراده شده است ، به ايشان محوّل سازند . پس ديگر چطور مىتوان گفت كه اين گونه برداشت از لفظ « ولى » با آيهء بعد سازگار نيست ؟ پاسخ اشكال دوّم . ولايت هر يك از كسانى كه در آيه ذكر شدهاند ، مناسب با خودشان است ؛ لذا ولايت وصى در طول ولايت نبى و پس از آن قرار دارد ؛ پس اگر آيهء مذكور بر امامت و ولايت اميرالمؤمنين دلالت داشته باشد ، مربوط به پس از پيامبر است . اگر چه حق اين است كه ولايت براى اميرالمؤمنين در دوران زندگى پيامبراكرم نيز متحقق بوده است ، منتهى در مرتبهء دوّم قرار داشته است . به همين دليل ، پيروى از او واجب بوده است و تصميمات او بايد عملى مىشد . امّا غالباً ساكت بود . همچنان كه هر امامى در زمان امامت امام ديگر چنين برخورد مىكرد ؛ مثلًا امام حسن در دوران امامت پدرش و امام حسين در عصر امامت برادر خويش چنين بودند . حديث منزلت نيز بر اين نكته دلالت دارد . مطابق اين حديث ، موقعيت اميرالمؤمنين در مقايسه با موقعيّت رسول اكرم مانند موقعيّت هارون است نسبت به حضرت موسى و معلوم است كه ولايت هارون با حضور حضرت موسى نيز وجود