الشيخ حسين المظاهري
30
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)
حال مقايسه كنيد چنين شخصى را با اميرالمؤمنين ( ع ) كه
--> عِلْمِ الْكِتَابِ قَالَ قُلْتُ أَخْبِرْنِى بِهِ قَالَ قَدْرُ قَطْرَةٍ مِنَ الْمَاءِ فِى الْبَحْرِ الْأَخْضَرِ فَمَا يَكُونُ ذَلِكَ مِنْ عِلْمِ الْكِتَابِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقَلَّ هَذَا فَقَالَ يَا سَدِيرُ مَا أَكْثَرَ هَذَا أَنْ يَنْسِبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى الْعِلْمِ الَّذِى أُخْبِرُكَ بِهِ يَا سَدِيرُ فَهَلْ وَجَدْتَ فِيمَا قَرَأْتَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْضاً قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ قَالَ قُلْتُ قَدْ قَرَأْتُهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ أَ فَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ كُلُّهُ أَفْهَمُ أَمْ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ بَعْضُهُ قُلْتُ لَا بَلْ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ كُلُّهُ قَالَ فَأَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ وَ قَالَ عِلْمُ الْكِتَابِ وَ اللَّهِ كُلُّهُ عِنْدَنَا عِلْمُ الْكِتَابِ وَ اللَّهِ كُلُّهُ عِنْدَنَا . ( الكافى ، ج 1 ، ص 257 ) سدير گويد : من و ابوبصير و يحيى بزاز و داود بن كثير در مجلس امام صادق بوديم ، آن حضرت با چهرهء خشمگين وارد شد و چون به جاى خود نشست ، فرمود : واعجبا از مردمانى كه گمان مىكنند ما غيب مىدانيم ، غيب را جز خداى عزّ و جل نمىداند ، من خود قصد نمودم فلان كنيزكم را بزنم ، از دست من گريخت و ندانستم در كدام اطاق منزل پنهان شده است . سدير گويد : چون امام از جاى برخاست و به اندرون منزل تشريف برد ، من و ابوبصير و ميسر خدمت او رفتيم و به او گفتيم : قربانت ، ما از تو شنيديم كه چنين و چنان فرمودى دربارهء كنيزك خود با اين كه مىدانيم شما علم بسيارى دارى و باز هم نسبت علم غيب به شما نمىدهيم . امام فرمود : اى سدير مگر تو قرآن نمىخوانى ؟ گفتم : آرى . فرمود : تو در آن چه از قرآن خداى عزّوجل خواندى به اين آيه برخوردى : « گفت آن كه نزد او بود علمى از كتاب : من آن را براى تو مىآورم پيش از آن كه چشم بر هم زنى » ؟ گفتم : قربانت ، من آن را خواندهام . فرمود : آن مرد را شناختى و دانستى چه علمى از كتاب نزد او بوده ؟ گفتم : به من از آن خبر دهيد . فرمود : علم او به اندازهء يك قطره بوده است در درياى اخضر ( مديترانه ) . اين اندازه چيست نسبت به علم تمامى كتاب ؟ گفتم : قربانت ، چهبسيار كم است اين اندازه ! فرمود : اى سدير ، چه بسيار است كه خداى عزّوجل او را منسوب به آن علمى كرده كه من به تو خبر مىدهم . اى سدير آيا در آن چه از قرآن خداى عزّوجل خواندى ، اين آيه را خواندهاى : « بگو بس است براى گواه ميان من و شما خداوند و كسى كه علم كتاب دارد » ؟ گفتم : آن را خواندهام ، قربانت . فرمود : كسى كه همهء علم كتاب را دارد بافهمتر است يا كسى كه جزئى از علم كتاب را دارد ؟ گفتم : نه ، بلكه آن كه علم همهء كتاب را دارد او بافهمتر است . سپس با دست خود اشاره به سينهاش كرده و فرمود : به خدا تمامى علمِ كتاب نزد ما است ، به خدا همهاش نزد ما است .