الشيخ حسين المظاهري

11

اسلام، آيين رستگارى (فارسى)

ج ) برهان امكان اگر دو خدا در اين جهان بود هر دو محدود بودند ؛ زيرا لازمهء دوتا بودن ، محدوديت است و خداى محدود ، خدا نيست ، زيرا نتيجهء محدود بودن ، احتياج و ناتوانى است . به اصطلاح فلسفى از تصوّر دو خدا تصديق به اينكه هيچ‌يك خدا نباشندلازم مىآيد و به اصطلاح منطقى از تصوّر دو خدا ، وجود دو ممكن‌الوجود لازم مىآيد ، زيرا واجب‌الوجود وجودى است كه محدود نباشد . همانگونه كه قرآن شريف نيز مىفرمايد : وَ ما كانَ مَعَهُ منْ إلهٍ إذاً لَذَهَبَ كُلُّ إلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللهِ عَمّا يَصفُون « 1 » معبود ديگرى با خداوند نيست و اگر چنين بود ، هر معبودى مخلوق خود را تدبير مىكرد و بعضى بر بعضى ديگر برترى مىجستند ؛ منزّه است خدا از آنچه ( كافران ) وصف مىكنند . بيان و تقرير ديگر اين برهان چنين است : خدا موجودى است كه وجود براى آن ضرورت دارد و ازلى ، ابدى و غيرمتناهى است . معلوم است كه فرض چنين وجودى ، موجب طرد و نفى خداى ديگر است و به عبارت فلسفى ، تصوّر آن ، وحدت آن و طرد هر واجب ديگرى را لازم دارد ؛ زيرا اگر واجب ديگرى وجود داشته باشد ، غيرمتناهى نيست : هُوَ الاوَّلُ وَ الآخرُ وَ الظّاهرُ وَ الْباطنُ وَ هُوَ بكُلِّ شَىءٍ عَليم « 2 » اوّل و آخر و پيدا و پنهان اوست ، و او به هر چيز آگاه است .

--> ( 1 ) مؤمنون / 91 ( 2 ) حديد / 3