الشيخ حسين المظاهري

46

راهكارهاى عملى درمان وسواس (به انضمام احكام واستفتاءات) (فارسى)

مادرش متنفّر است . پسرى كه بايد بازوى پدرش باشد ، آرزوى مرگ او را مىكند . افراد جامعه مخصوصاً خويشان از او تنفّر دارند . كم كم دچار عزلت و گوشه‌نشينى مىشود . وسواسى معمولًا افسرده و كسل است و به فرموده‌ى امام صادق ( ع ) : « إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة « 1 » » از رنجورى و افسردگى بپرهيز ؛ زيرا اين دو تو را از دست يافتن به نصيبت از دنيا و آخرت ، باز مىدارند . معلوم است كسى كه سه چهار ساعت مشغول يك نماز باشد ، كم كم به جايى مىرسد كه ديگر نماز نمىخواند . شخصى به من مىگفت : خانمى كه ليسانس دارد و از نظر سواد دينى بسيار بالاست و قبلًا معلم قرآن بوده ، حالا كارش به آن جا رسيده است كه نماز نمىخواند ! وقتى از او پرسيديم : چرا نماز نمىخوانى ؟ گفت : من نجسم و با نجاست نمىتوان نماز خواند . و همين خانم كارش به جايى رسيده كه وقت غذا خوردن بايد غذا را آب بكشد ، بعد آن را بخورد ؛ و اين نوعى جنون است ! اگر اين صفت رذيله‌ى اين خانم را از حسادت و رياست طلبى و خود پرستى بدتر بدانيم ، اشتباه نكرده‌ايم . صفت رذيله هر چه باشد ، خطرناك است . از اين‌رو است كه قرآن كريم بر تهذيب نفس پافشارى دارد . در سوره‌ى مباركه‌ى « شمس » بعد از يازده مرتبه قسم خوردن - كه در قرآن بى نظير است - تأكيد مىفرمايد :

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 5 ، ص 85