الشيخ حسين المظاهري

16

راهكارهاى عملى درمان وسواس (به انضمام احكام واستفتاءات) (فارسى)

امام صادق ( ع ) در روايتى مىفرمايند : « مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِي جَوْفِهِ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْمَلَكُ فَيُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ : وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه « 1 » » هيچ مؤمنى نيست مگر آن كه قلبش داراى دو گوش است : يك گوش كه وسواس خنّاس در آن مىدمد و گوش ديگر كه فرشته در آن مىدمد . پس خداوند ، مؤمن را با آن فرشته يارى مىكند و اين معناى فرموده‌ى خداوند است : « و آنان را با روحى از جانب خويش ياريشان كرد . » اين خنّاس انسان را از بيرون ، وسوسه مىكند ؛ مانند رفيق بد كه آن هم خنّاس انسى است و انصافاً از هر شيطانى بدتر است . اين مواد مخدّرى كه امروزه همه را بدبخت كرده است ، معمولًا در اثر رفيق بد است . خنّاس خارجى ، گاهى انسى و گاهى جنّى است . امّا يك خنّاس بدتر از اين خنّاس انسى و جنّى وجود دارد و آن خود انسان است كه براى خودش شيطان مىشود . يك مثالى در ميان عوام مشهور است كه مىگويند : شيطان توى پوستش رفته است . اين مثال مناسبى در مورد انسان وسواسى است كه گويا شيطان در پوست او رفته و در وجود او جاى گرفته است . خنّاس درونى به جاى اين كه از بيرون به او بگويد : پاك نشد ، خودش همان را به خود تلقين مىكند . و اين خيلى زشت است كه كسى در باره‌ى دين خودش ، خنّاس خود شود . قرآن كريم در مورد اين خنّاس خطاب خيلى تندى دارد . دو سوره‌ى آخر قرآن به

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 267