الشيخ حسين المظاهري

37

نكته هايى پيرامون ولايت فقيه و حكومت دينى (فارسى)

مقياس تفسير « اعلم » در اين روايات نيست و اصولًا ما در استفاده از يك روايت مجاز نيستيم كه اصطلاح مُرتكَز در ذهن خود را بر روايت تحميل كنيم . در اين روايات ، « اعلم » به معناى كسى است كه به دليل اجتماعِ جميع شرائط زعامت در وى بهتر بتواند حكومت اسلامى را اداره كند و لذاست كه در تزاحم بين كسى كه اعلم در فقه است و ديگرى كه اعلم در فقه نيست ولى بهتر مىتواند حكومت را اداره كند ، عقلًا و شرعاً فقيه دوّم مقدم است نه فقيه اوّل و اگر حكومت به فقيه اوّل سپرده شود ظلم بزرگى به حكومت اسلامى و به آحاد مسلمين و به آن فقيه دوّم كه مؤخّر انداخته شده و بلكه به آن فقيه اوّل كه بدون جهت مقدّم شمرده شده است ، روا كرده‌اند و عمل فقهاء عظيم الشأن قدس سرهم نيز بر همين شيوه دلالت دارد كه آنان براى پذيرش مرجعيّت عامّه كه نوعى زعامت دينى را به همراه داشته به اعلميّت فقهى اعتنائى نمىكرده‌اند بلكه به اولويّت در ادارهء حكومت و نظام و جامعهء مسلمين توجّه داشته‌اند چنان كه محدث قمى قدس سره نقل مىكند كه : « مرحوم آية اللَّه العظمى سيد محمد فشاركى قدس سره هنگامى كه بزرگان براى قبول مرجعيّت به ايشان مراجعه نمودند ، در جواب آنها فرمود : گر چه من اعلم در فقه هستم اما رياست شرعيّه و مرجعيّت عامّهء دينيّه به غير از علم فقه ، نيازمند امور ديگرى از قبيل وقوف بر مسائل سياسى و شناختن مواضع و مواقع امور است و لذا من اهليّت براى چنين منصبى ندارم » . « 1 » اين اهتمام بى نظير

--> ( 1 ) - / فوائد الرّضويه ، ج 2 ، ص 484