الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
85
منطق مقارن (فارسى)
اما حيوان ، گرچه به دلالت التزام ، بر مراتب قبل از خود نيز دلالت دارد ، ولى اين دلالت تنها در مورد كسى صادق است كه نسبت به خارج لازم ، علم داشته باشد . زيرا چنان كه در سابق هم گفتيم : دلالت التزام ، مشروط به لزوم ذهنى است . و در باب حدود كه فرض اينست كه ميخواهيم بتفصيل ذاتى بودن مفاهيم را براى كسى كه نميداند بيان كنيم نبايد بدلالت التزام اكتفا نمود . اينستكه گفتهاند : دلاله الالتزام مهجوره فى الحدود ، " البته اين در تعريف حدى است و اما در تعريف رسمى كه فقط ميخواهيم به نحوى شيئى مورد نظر را بذهن بياوريم - و نه حتما با ذاتياتش - اشكالى ندارد كه بآثار و عوارض هم اعتنا كنيم و دلالت التزام را كه اصل حضور شيئى را افاده مىكند ( گرچه ذاتى بودن را نميرساند ) معتبر بدانيم ، چنان كه ميتوانيم فقط بذكر يكى از آثار و خواص شيئى اكتفا نمائيم . اين مطلب هم واضع استكه يك شيئى را نميتوان بوسيلهء خودش تعريف نمود و تنها به تغيير عبارت اكتفا كرد مثل انسان بشر است " مگر اينكه منظور تعريف حقيقى نباشد . چنان كه نمىتوان آن را به وسيله چيزى تعريف نمود كه خود آنچيز هم جز به وسيله شيئى اول ( معرف ) شناخته نمىشود چه اينكه در اين صورت " دور " لازم خواهد آمد « 1 » بنابر آنچه گفتيم اينكه در تعريف " سعدانه " گفتهاند : سعدانه يكنوع " گياهى است " تعريف حقيقى منطقى نيست ، زيرا تنها بعضى از مراتب آن را تعريف مىكند و نه تمامى خصوصيات آن را . از طرفى تعريف به اعم هم نيست چنان كه جمعى از دانشمندان و از جمله تفتازانى پنداشتهاند ، زيرا نگفتهاند : سعدانه گياه است بلكه يكنوع گياه است . * * * سخن در تعريف به وسيله مفهوم به پايان رسيد و اما اگر در پى تعريف حسى
--> ( 1 ) - دور بر 3 قسم است : مضمر و مصرح و معى ، به مقصود الطالب ص 163 مراجعه شود .