الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
86
منطق مقارن (فارسى)
باشيم ، در آن صورت ديگر لفظى در كار نخواهد بود و به شرائطى كه فوقا بدانها اشاره شد ، احتياجى نيست . تعريف حسى عبارت است از ترسيم شيئى معرف بگونهاى كه تمام جهات آن را بنماياند ، البته اگر ممكن باشد " مانند اينكه در پاسخ مثلث چيست ؟ شكل آن را ترسيم نمائيم . 2 - اقسام معرف گفتيم كه معرف بناچار بايد مساوى با معرف باشد . در سابق هم گفته شد : كه كلى مساوى با ماهيت ، يا فصل آن است و يا عرض خاص آن مانند ناطق يا ضاحك نسبت به انسان . با توجه به اين مطلب ، اگر تعريف به وسيله فصل باشد ، " حد " و اگر با عرض خاص باشد ، " رسم " ناميده مىشود و هركدام از آنها اگر با جنس قريب همراه باشند " تام " و الا " ناقصند " . 3 - چگونگى تحصيل ماهيت اشياء دانستيم كه ماهيات در ده نوع منحصرند با توجه به اين مطلب ، براى تحصيل ماهيت هر شيئى ، نخست بايد ديد كه در تحت كدام يك از انواع دهگانه ماهيات ، مندرج است . و تعريف كدام يك از آنها بر شيئى مفروض ، صادق مىآيد . مثلا اگر در تحت مقوله جوهر مندرج باشد ، از آنجا كه اين مقوله - چنان كه در جاى خود معلوم شده - داراى انواع و فصول معينى است ، بايد در اين مرحله بنگريم كه شيئى معرف ، جزء كدام يك از انواع و فصول آن است و بدين ترتيب ماهيت آن را مىيابيم . راه ديگر تحصيل ماهيت يك شيئى اين است كه دقيقا آن را بررسى نموده و ذاتيات و عوارضش را از يكديگر بازشناسيم . ذاتى داراى 3 علامت است : 1 - علامت نخست و مهمترين آنها