الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

79

منطق مقارن (فارسى)

مىنگرى و آنانرا هم در اين معنى با او شريك مىبينى ، چنان كه در هركدام از آنها عوارض و مشخصات خاصى را نيز مشاهده ميكنى . در مرحله بعد ، هر كدام از آنها را از عوارض و مشخصات مخصوص به خود ، جدا نموده و تجريد مىكنى . در نتيجه حد مشترك بين تمام آنها باقى مىماند و آن عبارت است از انسانيت بطور كلى . بنابراين كليات با طى 5 مرحله به دست مىآيند . 1 - ادراك حسى جزئيات ، و اين اولين چيزى است كه در علوم و در احساس به اشياء ، حاصل مىشود و سرمايه همه دانشهاست . 2 - مقايسه نمودن بين جزئيات ادراك شده . 3 - تجريد آنها از خصوصيات و مشخصات فردى . 4 - تعميم دادن آنچه پس از تجريد باقى مانده است . 5 - نامگذارى باقيمانده مزبور « 1 » 4 - كلى را 3 اصطلاح است : طبيعى و منطقى و عقلى . توضيح اينكه در عبارت : انسان كلى است ، 3 چيز وجود دارد : 1 - طبيعت انسان " به خودى خود " 2 - مفهوم كلى " به خودى خود " 3 - هر دوى آنها با هم " انسان كلى " اولى را در اصطلاح كلى طبيعى خوانند ، زيرا طبيعتى است بگونه ديگر طبايع جهان و دومى را كلى منطقى خوانند ، چه اينكه تنها منطقى است كه به مفهوم كلى - آنچه فرض صدق آن بر افراد كثير ممكن باشد -

--> ( 1 ) - آنچه گفتيم با ملاحظه حال كلى به خودى خود است و اما در ملاحظه قواى انسانى ، كلى تنها داراى 3 حالت است : 1 - مرحله حس 2 - مرحله خيال و آن عبارت از تصور نمودن آنچه حس نموده‌ايم 3 - مرحله تعقل كه همان مرحله كلىسازى مىباشد .