الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

67

منطق مقارن (فارسى)

" عرض خاص و عرض عام " دانستيم كه بعضى از اقسام كليات ، از ذات خارج بوده و عارض بر آن ميشوند . اين‌گونه كليات اگر مختص به يك حقيقت باشند آنها را " عرض خاص " گويند . مانند ضاحك - خندان - نسبت به انسان ، بنابراين عرض خاص عبارت است از كلى خارج از ذات و عارض بر آن كه تنها به يك حقيقت اختصاص داشته باشد . و اما اگر مختص به يك حقيقت نبوده و بر حقيقت‌هاى متعددى عارض شوند ، عرض عام ناميده ميشوند ، مانند مفهوم ماشى " رونده " - در رابطه با انسان - كه مختص به آن نبوده و بر گاو و گوسفند و غيره نيز عارض مىشود . و اما همين مفهوم كلى ناشى نسبت به حيوان ، عرض خاص است ، زيرا در غير حيوان راه ندارد . ناگفته نماند كه نامگذارى " رونده " و " خندان " و امثال آنها به عرض خاص و عام اصطلاح منطقيان است و الا عرض حقيقى در خارج " رفتن " و " خنده " مىباشد ، زيرا اين دو هستند كه بر انسان عارض ميشوند و اما " خندان " و " رونده " خود انسان و حيوان خارجى ميباشند . و از اينرو در فلسفه كه از احوال موجودات بحث مىكند " رونده و خندان " و امثال آنها را " عرضى " نامند و خود رفتن و خنده و امثال آنها را - عرض - گويند . " تقسيمات عرضى " هر كدام از عرض خاص و عرض عام داراى تقسيمات مختلفى ميباشند 1 - تقسيم به اعتبار شمول و عدم شمول ، عرض اگر شامل تمام افراد معروض باشد " عرض شامل " ناميده مىشود مانند - خنده بالقوه - و رونده بالقوه نسبت به انسان . و اما اگر تمام افراد معروض را شامل نشود ، آن را " عرض غير شامل "