الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
194
منطق مقارن (فارسى)
بودن - موجود بودن - شيىء بودن - و چيزهاى ديگر . و پارهاى از موضوعات حادث عبارتند از - متغير - ممكن و غيره چنان كه مىبينيم متغير بين هر دوى آنها مشترك است . در اينجا مىتوان گفت : عالم متغير است و متغير حادث . پس عالم حادث است . قطب رازى و مولى عبد الله و بعضى ديگر گفتهاند : منظور از تقسيم و تركيب قياس در سخنان منطقيان ، همين است و تفتازانى اين عمل را تكثير از فوق ناميده است . يعنى مقدمات را از راه دقت در نتيجهء قياس ( كه در سطح بالا و مقصد است ) تكثير كنيم . 6 - هرگاه دليلى را ديديم و نتيجهاش را . اما نمىدانيم كه آيا مقدمات دليل شرائط لازمه را دارا است يا نه ؟ . در اينجا بايد به مطلوب نگريسته و در قياسى كه منتج ان است تامل كنيم اگر داراى مقدمهاى است كه كاملا با هر دو جزئش . موضوعش و محمولش با مطلوب مشاركت دارد ، در اين صورت قياس استثنايى است . و اما اگر مقدمه در يكى از اجزائش با مطلوب مشاركت دارد ، قياس ما اقترانى خواهد بود . در مرحله بعد بايد به دو طرف مطلوب بنگريم تا صغرى را از كبرى بازشناسيم . مقدمهاى كه موضوع نتيجه را دربر دارد صغرى و آنكه محمول نتيجه را دربر دارد كبرى است . در اين هنگام مىتوان در شرائط قياس دقت نمود كه آيا كامل است يا نه ؟ بعضى گفتهاند : كه تحليل در نزد منطقيان به همين معنى است . توجه داريد كه اين دستور جدا مفيد است زيرا اكثر ادلهاى كه در علوم و محاورات است استعمال مىشوند ، صريح نبوده و در گذشته گفتيم كه اين گونه ادله را قياس محرف مىنامند . با اندكى دقت به خوبى روشن مىشود كه حتى همين عبارات ما در اين دستور نيز به همين درد مبتلاست و قياس صريح ندارد . 7 - هرگاه بخواهيم ماهيت شيىء را تحصيل نماييم ، نخست بايد تمام محمولات آن را - اعم از ذاتى و عرضى بدست آورده و بعد با دقت در علائم ذاتى و عرضى آنها را از يكديگر بازشناسيم . ذكر اين علائم قبلا