الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
195
منطق مقارن (فارسى)
گذشت و گفتيم كه بهترين آنها همان است كه شيخ الرئيس فرموده است . وى مىگويد : ذاتى آن است كه با رفع آن ، ذات باقى نماند . مثلا انسان اگر راه نرود ، نخندد ، سخن نگويد ، باز هم انسان است . اما اگر عقل و جسم و احساس نداشته باشد ، ديگر انسان نخواهد بود . پس از آنكه ذاتيات را جمع نموديم آنها را به ترتيب ، از اعم به مساوى ، مرتب مىكنيم نخست جنس و بعد فصل را ، اول بعيد و سپس قريب را . 8 - چهبسا دليل منتج مطلبى را ، تام مىيابيم لكن بطور قطع ميدانيم كه مطلب باطل است ولى نميدانيم اشكال دليل در كجاست و من از آن به معارضه علم و وجدان يا تعارض علم حصولى با حضورى ، تعبير مىكنم ، در اين هنگام بايد در دليل دقت نمود و صغرى را از كبرى جدا نموده سپس اشكال موجود در دليل را باز يافت . نظير آنچه در مورد اين آيه شريفه قرآن گفته شده است : لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ وَ لَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا . . . وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لتولوا . اگر خداوند خيرى را در وجود آنان مىدانست آنها را مىشنوانيد و اگر آنها را مىشنوانيد ، روى مىگردانيدند ، پس اگر خدا در آنها خيرى مىدانست روى مىگردانيدند - بايد در حل اين مطلب دقت كرد . و يا مانند قياس مشهورى كه بر سر زبانهاست ، ديوار موش دارد و موش هم گوش دارد ، پس ديوار گوش دارد . البته اين هم قياسش صريح است و هم اشكال آن واضح لكن گاهى عبارات و قياسات مشكلى پيش ميآيند روح اين دستور تقديم علم حضورى و وجدان است بر آنچه در ظاهر علم و برهان مىنمايد چنان كه روح دستور ششم سفارش و دقت براى تحصيل صورت قياس است هرچند هر دوى آنها راهى را سفارش مىكنند كه به وسيله آن اشكال صورت يا ماده قياس نشان داده مىشود . اينها دستورات هشتگانه استكه براى روش كلى تحقيق به نظر ميرسد ، برخى از اين دستورات در كلمات بعضى از منطقيان شرقى اسلامى آمده مانند قطب رازى در " شرح حكمه