الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

18

منطق مقارن (فارسى)

از علت خويش تخلف كند . همانطور كه يك غذا در مزاجهاى مختلف و حالات روانى مختلف ، مىتواند نتائج گوناگونى بدهد و بنابراين ، كذب يكى از اقوال متضاد يا متناقض ، هرچند در گذشته از مسلمات بوده است ، اما با دقت در آنچه گفتيم بطلان سخن گذشتگان روشن مىشود . " آنچه گفته شد چكيده‌اى از مرام معتقدان به نسبيت ادراكات بود . طرفداران اين نظريه جمعى از فلاسفه يونان قديم و بعضى اروپائيان و پيروان منطق مادى ديالك‌تيك مىباشند « 1 » ولى با نظرى دقيقتر سستى اين نظريه روشن مىشود . درست است كه فكر از آنجهت كه وجودى خاص و معلول عواملى خاص است ، موجودى است ضرورى كه از علل خود كسب ضرورت نموده از اين جهت عنوان صدق و كذب ندارد ، اما اين گروه از خاصه و ويژگى ديگر فكر غفلت نموده‌اند و آن ويژگى انكشاف و آينه بودن علم حاصله از عمل فكر است . و علم از اين نظر " خاصه حكايت " ، گاهى واقع را درست به همانگونه كه هست مىنمايد و وظيفه واقع نمايى و كاشفيت را خوب انجام ميدهد و گاهى چنين نيست ، خطا مىكند و انسان را به خطا مىاندازد و در كاشفيت خود صادق نبوده كاذب است . و خلاصه اينكه علم از اين جهت يك موجود آينه‌سان بوده و جز آينگى

--> ( 1 ) - اطلاق لفظ ديالكتيك بر آنان از اين جهت است كه پيروان اين منطق ، در تمامى اشياء معتقد به تحول بوده و منظورشان از اين كلمه همان تحول و تكامل است . اين كلمه از واژه يونانى " ديالگو " به معنى جدل و مباحثه اخذ شده است . چنان كه جمعى از آنان از جمله " استالين " در نوشتهء " ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى " تصريح نموده‌اند . اينان منطق خود را منطق ديناميك - به معنى تحول و تكامل - نيز ناميده‌اند و اين مكتبى است كه " هگل آلمانى 1770 - 1831 م " آن را پىنهاد . اما خود او مادى نبود و پس از او فلسفه مادى را بر منطق او افزودند .