الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
19
منطق مقارن (فارسى)
عملى ندارد ، هرچند بخودىخود وجودش معلول عوامل خاصى بوده و از آنها تولد يافته است . و در اين نظر ، مدرك و معيار ، همان واقع است و همانطور كه معنى ندارد نقيضان در واقع هر دو درست باشند ، به همينگونه در علم نيز كه واقعنماست ، صدق هر دو نقيض بىمعنى است . لازم است توجه كنيم كه انكار اصل امتناع تناقض و تضاد و تبديل آن به اصل نفوذ ضدان ، يكى از دو يا سه يا چهار اصل - بنابر اختلاف عباراتشان - منطق ديالكتيك مىباشد « 1 » و به يارى خدا بعدا درباره اصول مكتبشان بحث خواهد شد . نيازمنديم به آنچه بتواند ما را از خطاى در انديشه باز دارد : حال كه پيدايش خطا در انديشه ذهن ثابت شد ، بناچار بايد قاعدهاى براى نگهدارى ذهن از خطاى در فكر بيان شود تا كشف مجهولات ميسر گردد و اين همان قانونى « 2 » است كه آن را منطق مىناميم .
--> ( 1 ) - اساس اين مكتب را چنان كه گفتيم " هگل " بنهاد و " ماركس " از ، فلاسفه آلمانى : [ 1818 - 1883 م ] و " انگلس " [ 1820 - 1895 ] آن را بيان نموده و تهذيب كردند . ( 2 ) - اين قاعده را از آنجهت كه وسيله كسب مجهولات است ، قانون نامند و قانون چنان كه فارابى در " احصاء العلوم " تصريح نموده ، به معنى آلت است و بنابراين كلمه قانون خود مشتمل بر آلى بودن نيز هست و تعبير مرحوم سبزوارى " قانون آلى يقى رعايته " - كه به دنبال قانون ، آلى بودن را نيز آورده است خالى از ايراد نيست ، مگر اينكه منظور ايشان تكرار و قيد توضيحى باشد . ضمنا قانون ، لفظى است يونانى كه بهنگام ترجمه كتب فلسفى و منطقى يونانيان ، به زبان عربى راه يافته و اينكه آيا از لغت يونانى ، كه زبان اصلى يونانيان است ، و يا از لغت سريانى ، كه لغت دينى آنان بوده است ، مىباشد ، درست معلوم نيست كلمات ديگرى نظير هيولى - به معنى " ماده " چنان كه بعضى از معاصران گفتهاند وفتو به معنى " نور " و تلگراف به معنى " نوشتن از راه دور " و تل در كلمه " تلويزيون " به معنى " دور " نيز چنينند .