الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

168

منطق مقارن (فارسى)

تعادل مزاج علت تب است . و اما اگر حد وسط ، واسطه در ثبوت نباشد ، بلكه اوسط و اكبر هر دو معلول علت ديگرى باشند ، يا اينكه برعكس برهان لمى ، اوسط ، معلول اكبر باشد در اين صورت برهان را " انى " نامند « 1 » مثال : " زيد تب نوبه دارد و هر تب نوبه‌اى سوزاننده است پس تب زيد نيز سوزاننده است " در اين مثال تب نوبه و سوزاننده بودن هر دو معلول بهم خوردن مزاج است . مثال دوم : " اكنون روز است و هرگاه روز باشد ، خورشيد برآمده است پس اكنون خورشيد برآمده است " در اين مثال روز بودن ( اوسط ) معلول برآمدن خورشيد ( اكبر ) مىباشد . اين قسم را اصطلاحا " دليل " مىنامند . بسيارى از محققان مانند ابن سينا و ملاصدرا و سبزوارى ، برهان لمى را شريفترين انواع برهان دانسته‌اند ، لكن محقق طوسى و قوشچى و اكثر منطقيان اروپا بر خلاف گروه فوق ، برهان لمى را تا اين اندازه معتبر نمىدانند . از " ميلون " نقل شده است كه : ما نمىتوانيم علت را مادامى كه در معلول تاثير نكره است ، بشناسيم ، بنابراين برهان انى در نزد ما از رسميت بيشترى برخوردار است " .

--> ( 1 ) - منسوب به " ان " زيرا اين برهان بر صرف " انيت " ، يعنى تحقق و وجود يافتن دلالت مىكند . ضمنا پيداست كه كلمه را بايد با كسر همزه " ان " خواند . بعضى از محققان معاصر احتمال داده‌اند كه [ ان ] به ضم همزه باشد . و در بعضى از نسخه‌هاى كتاب برهان ابن سينا نيز آنيت نوشته شده است و هيچيك را وجهى نيست .