الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
161
منطق مقارن (فارسى)
مقدمه قياس خطابى واقع مىشود . و اگر افاده جزم كند ، در صورتى كه جزم يقينى باشد ، برهانى بوده و مقدمه قياس برهانى مىشود ، و در غير اين صورت اگر اعتراف عموم مردم يا تسليم شدن و گردن نهادن حريف در آن معتبر باشد ، مقدمه قياس جدلى واقع مىشود و الا مغالطى بوده و در قياس مغالطى به كار مىرود كه از خصوصيات آن ، اين است كه مطابقت با واقع در آن معتبر است و حال آنكه مطابقتى در كار نيست . هركدام از اقسام فوق ، خود بحث جداگانهاى دارد كه به يارى خدا به زودى خواهد آمد . مطلب ديگر اينكه بايد دانست كه شريفترين اين اقسام ، برهان است چه اينكه مفيد يقين است و پس از آن جدل ، كه مفيد جزم است و بعد خطابه كه موجب افاده ظن است و سپس شعر كه مايه تهيج مىشود و تهيج در خطابه هم مطلوب است و در آخر مغالطه كه از همه پستتر است چه اينكه شر محض است . البته پس از برهان ، بيش از هر چيز بايد به مغالطه توجه داشت و آن را خوب شناخت و الا چه بسا كه از اين رهگذر ، طالب علم به اشتباه افتاده و حق را در نيابد . و اما جدل و خطابه ، هيچگاه مقصود اصلى نبوده و تنها فايده آنها حفظ نظام و بستن دهان خصم است . به اين نكته هم توجه كنيد كه نامگذارى قياس هميشه تابع پستترين مقدمات آن است . فى المثل اگر يك مقدمه شعرى و ديگرى جزمى بود قياس شعرى مىباشد . برهان برهان آن است كه مفيد يقين باشد « 1 » و بنابراين ضرورتا بايد از
--> ( 1 ) - مشهور نيز در تعريف آن گفتهاند : برهان قياسى است يقينى . شگفتا كه با اينهمه نويسنده كتاب " آئين سخنورى " مىگويد : در منطق قياس و استقراء و تمثيل را برهان نامند و در خطابه ، تثبيت گويند " ص 34 ج 1 .