الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
162
منطق مقارن (فارسى)
مقدمات يقينى تركيب يابد " و علم يقينى آن است كه موجب اعتقاد به اين شود كه فلان شيىء ، فلان گونه است و ممكن نيست كه چنين ، نباشد ، اعتقادى زوالناپذير " « 1 » . و بعبارت ديگر علم يقينى عبارت است از : تصديق جازم ثابت مطابق با واقع و بنابراين ، شك و وهم و تخيل و ظن و تقليد و جهل مركب و غيره از اين تعريف خارج مىشوند . قضاياى يقينى نيز بر دو قسمند : اصلى و فرعى . قضاياى يقينى اصلى ، همان قضاياى بديهى هستند و اما قضاياى يقينى فرعى قضايايى نظرى هستند كه به وسيله فكر منتهى به قضاياى بديهى مىشوند . بنابراين نظر اصلى ما در قضاياى بديهى است و آنها هم بر شش قسمند . زيرا يا تصور هر دو طرف آن و تصور نسبت بين آن دو در جزم به حكم كافى است كه در اين صورت آنها را " اوليات " گويند . و يا اينكه براى جزم به حكم به واسطه محتاجيم . واسطه هم يا اينكه بهنگام تصور اطراف قضيه ، از ذهن ما مخفى نمىشود ، كه در اين صورت آنها را " فطريات " نامند و يا اينكه مخفى مىشود . در اين صورت هم يا اينكه واسطه مزبور قرائنى است كه موجب حدس قطعى « 2 » مىشود ، كه در اين صورت " حدسيات " نام دارند و يا اينكه
--> ( 1 ) - اين ، عين سخن بو على در برهان شفا است . ( 2 ) - حدس چنان كه ابن سينا در ص 192 برهان شفا مىگويد ، عبارت است از حسن حركت ذهن و تندى آن براى دريافت خودبخودى حكم قضيه ، وقتى كه قرائنى را مىبيند مثل حكم باينكه نور ماه از خورشيد است ، وقتى كه ملاحظه مىكند ماه هنگامى نور دارد كه به طرف خورشيد باشد ، در كتابهاى لغت آمده كه : حدس به معناى تخمين است ، گفته قطب رازى در شرح شمسيه نيز همان مطلب ابن سينا و منطور لغت است وى مىگويد : حدس سرعت انتقال از مبادى بمطالب است و بهرحال حدس قوهاى است الهى كه نوعا اكتسابى نيست و با اختلاف صفاء باطن و سرائر تفاوت مىكند كسى كه چنين چيزى دارد بعون الهى رستگار خواهد بود .