الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

157

منطق مقارن (فارسى)

مفاهيم تنها بوسيله قياس نمايانده مىشود . از طرفى ما نيز پذيرفته‌ايم كه اگر روابط اصغر دانسته شود ، اوسط و اكبر نيز دانسته شده‌اند و اگر حال مقدمات بطور كامل معلوم گردد ، نتيجه نيز معلوم شده است ، اما سخن در اين است كه آن روابط و اين حال چگونه دانسته مىشود ؟ و آيا جز با تشكيل قياس ؟ آيا قياس . جز دقت ذهن و عمل عقل در راه بدست آوردن دانش مزبور ، چيز ديگرى است ؟ و اما سخن استرآبادى را توضيحى است كه خواهد آمد . انشاء . تعالى البته بر ما نيز مسلم است كه مهم ، بيان راهى است كه كبرى در كليت آن از راه نگرش در افرادش نمايانده شود و نيز مسلم است كه در كشف حقايق جهان ، تجربه امر مهمى است . اما مگر نه اين است كه منطقيان ، تجربيات و حدسيات را از مقدمات برهان شمرده‌اند . و هم بيان نموده‌اند كه تجربه از راه استقراء جزئيات و قرائن مشهوده بدست مىآيد ؟ و آيا مگر نه نيست است كه آنان ، در مبحث معرف ، چگونگى تحصيل كبرى را نيز در صورتى كه " حد " باشد ، بيان نموده‌اند . چنان كه شرح آن گذشت ؟ بنابراين ، ايراد معترضان متوجه منطق ارسطو نخواهد شد و آنان اگر كتابهاى منطقيان را مطالعه مىكردند در تاريكى و سرگردانى باقى نمىمانند . اما حق مطلب اين است كه كتابهاى منطقى در دسترس آنان نبوده است چه اينكه در گذشته خواندن كتاب برهان شفا بر آنان ممنوع بوده است على المنقول پس از مشكلات زيادى بالاخره بسيارى از اساقفه اروپا با هم نشستند و مشورت كردند و سرانجام راى دادند كه خواندن كتابهاى منطقى ، تا آخر اشكال قياس بلا مانع است و اما پس از آن را ديگر نبايد خواند . آنان مىگفته‌اند : خواندن بقيه آن به ضرر مسيحيت است و پيداست كه بحث از تجربيات و مقدمات قياس - از برهان و خطابه و غيره - با فوائد