الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

155

منطق مقارن (فارسى)

يكى از آنها " قياس خلف " است كه شرح آن گذشت . ديگر از آنها " قياس مستقيم " است كه مطلوب ، در آن از مقدمات خود مطلوب اثبات مىشود و نه از نقيض آن . ديگرى ، ( قياس معاوضه ) است كه حريف ، آن را براى اثبات نقيض نتيجه قياس مورد بحث به كار مىگيرد . ديگر ، ( قياس معاوضه ) كه حريف آن را براى باطل نمودن مقدمات قياس مورد نظر به كار مىگيرد و " سند " نيز ناميده مىشود . و ديگر قياس مقاومت كه براى تاييد دليل اول براى قياس مورد نظر در برابر قياس خصم ، بعنوان استقامت بر يك مطلب آورده مىشود . و ديگر ( قياس مساوات ) كه موضوع كبراى آن متعلق محمول صغراى آن است و بنابراين حد وسط مكرر نمىشود و منتج نيست مگر اينكه مقدمه خارجى با آن ضميمه شود . مانند : ( ( الف ) مساوى است با ( ب ) . و ( ب ) مساوى است با ( ج ) . پس ( الف ) مساوى است با ( ج ) ) . تكميل مباحث حجت قبلا دانسته شد كه حجت كامل ، قياس است و بس ، ليكن قياس مورد اعتراض شديد جمعى از قدما و متاخران قرار گرفته است . ابو سعيد ابو الخير - و به تبع وى بسيارى از علماى ديگر - بر آن ايرادى گرفته‌اند كه شرح آن در اول كتاب گذشت . بعضى از دانشمندان غرب نيز در مقام ايراد بر آن گفته‌اند : برهان استخراج نتيجه است از مقدمات . لكن اگر مقدمات بطور كامل براى ما حاصل شده باشند ، نتيجه نيز بخودىخود حاصل است و ديگر نيازى به قياس نيست و اما اگر مقدمات حاصل نشده باشند ، نتيجه نيز حاصل نخواهد بود زيرا مقدمه‌اى ندارد . ديگرى مىگويد : مجهولات ، با برهان قياس معلوم نخواهد شد .