الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)
131
منطق مقارن (فارسى)
راست باشد ديگرى دروغ است و بالعكس . پس تناقض عبارت است از اختلاف بين دو قضيه « 1 » بگونهاى كه از اين اختلاف - و نه از خصوصيت ماده - تعاند در صدق و كذب لازم آيد . با دقت در آنچه گفتيم معلوم مىشود كه بناچار بايد در كيفيت و كميت - البته اگر هر دو محصوره باشند - با هم اختلاف داشته باشند ضرورت اختلاف در كيفيت از آن جهت است كه اگر هر دو در كيفيت اتفاق داشته باشند - مثلا هر دو موجبه يا هر دو سالبه باشند ، تعاند در صدق و كذب ديگر معنى نخواهد داشت و اگر گاهى اختلافى بين آنها پيش آيد ، بگونهاى نيست كه ذاتا موجب تعاند شود . بلكه اين تعاند به اعتبار خصوصيت ماده است ، مانند " هر حيوانى انسان است " و بعضى از حيوانها انسانند " . زيرا گاهى هردو صادقند مانند هر انسانى حيوان است " و " بعضى از انسانها حيوانند " . در ناحيه كميت هم ، مطلب به همين گونه است چه اينكه دو كلى يا دو جزئى گاهى هر دو با هم صادقند . و گاه هردو كاذب ، مانند بعضى از حيوانها انسانند و بعضى از آنها انسان نيستند " هر دو صادق " . يا " هيچ حيوانى انسان نيست " و " هر حيوانى انسان است " از اين جا معلوم مىشود كه تعاندى كه در بعضى موارد پيش مىآيد ، ذاتى نيست مانند مثالهاى زير ( هر انسانى حيوان است و هيچ انسانى حيوان نيست . يا بعضى از انسانها حيوانند و بعضى از آنها حيوان نيستند ) با توجه به آنچه گفته شد ، اختلاف در كميت و كيفيت ، ضرورى است : هر انسانى حيوان است . و بعضى از انسانها حيوان نيستند . * * * آنچه تا بدينجا گفته شد در غير موجهات بود و اما در موجهات علاوه بر اختلاف در كميت و كيفيت ، بايد در جهت نيز با هم اختلاف
--> ( 1 ) - قيد قضيه از آن جهت است كه بحث ما در قضايا مىباشد .