الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

129

منطق مقارن (فارسى)

صادق مىباشد . سخن در عكس مستوى به پايان رسيد ، حال نوبت مىرسد به : " عكس نقيض " و آن عبارت است از اينكه نقيض طرفين را تبديل نمايند ، يعنى نقيض جزء اول را ، جزء دوم و نقيض جزء دوم را ، جزء اول قضيه قرار دهند . به گونه‌اى كه صدق و كيف قضيه ، تغيير نيابد . براى اين كار بايد چنان كه گفتيم جاى هر دو نقيض موضوع و محمول را با هم تبديل نموده و كميت آن را اگر سالبه كليه باشد به جزئيه تغيير دهند « 1 » بنابراين عكس نقيض موجبه كليه ، موجبه كليه و عكس نقيض سالبه كليه و سالبه جزئيه ، سالبه جزئيه مىشود و موجبه جزئيه را در اين‌جا عكسى نيست . چنان كه سالبه جزئيه را در عكس مستوى ، عكسى نبود . زيرا در پاره‌اى موارد كذب پيش مىآيد ، مثلا " بعضى حيوانها ناانسانند « 2 » درست است ولى عكس نقيض آن يعنى " بعضى از انسانها ناحيوانند " درست نيست و اين بدان جهت است كه موضوع گاهى اعم از محمول است و در اين صورت مىشود نقيض اخص را بر اعم حمل نمود . زيرا نقيض اخص - چنان كه در باب نسبتهاى چهارگانه گذشت - اعم از عين اعم مىباشد و اما نقيض اعم را نمىتوان بر اخص ، حمل نمود . عكس نقيض موجبه كليه ، موجبه كليه است چنان كه گفته شد مانند " هر انسانى حيوان است " كه عكس نقيض آن مىشود ، " هر ناحيوانى ناانسان است " . زيرا - محمول هرچند در پاره‌اى موارد ، اعم از موضوع است لكن چون

--> ( 1 ) - در عكس مستوى با موجبه كليه چنين مىكردند . سالبه در اينجا حكم موبه در آنجا را دارد و بالعكس و علت آن نيز روشن است . ( 2 ) - قضيه موجبه معدولة المحمول .