الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

121

منطق مقارن (فارسى)

* * * ج - فعليت و آن بر 3 قسم است : 1 - فعليت ذاتى : به اين معنى كه در ايام وجود موضوع ، محمول در خارج تحقق مىيابد - حال چه در زمان گذشته يا حال يا آينده - مانند هر انسانى بالفعل ، تنفس كننده است . اين قضيه را " مطلقه عامه " نامند و منظورشان از فعليت آن است كه محمول از " حد قوه " خارج شده ، تحقق عينى يافته است . بنابراين ذكر كلمه " بالفعل " در متن قضيه ضرورى نيست و هر لفظى كه اين معنى را افاده كند مىتواند جايگزين آن گردد . مثلا قضيه : " آنان پس از شكست خوردن و مغلوب شدنشان به زودى غالب و پيروز مىشوند « 1 » نيز قضيه فعليه ، است . 2 - فعليت وصفى - به اين معنى كه در اوقات وصف عنوانى ، محمول در خارج متحقق مىشود . اين قضيه را حينيه مطلقه نامند مانند : بعضى از آنان كه انگشتان خود را حركت مىدهند مادامى كه حركت انگشت دارند ، نويسنده‌اند " . 3 - فعليت وقتى به معنى تحقق محمول در ضمن اوقات معين . كه آن را فعليه وقتيه ، مىتوان ناميد . مانند زيد بالفعل ايستاده است . هنگامى كه در حضور عمرو است « 2 »

--> ( 1 ) - وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ - قرآن كريم - سوره روم ( 2 ) - ممكن است ايراد گرفته شود كه قيد تحقق در تمامى قضايا ثابت است ، چه اينكه قضيه آن است كه در آن يك شيىء بر شيى ديگرى حمل و براى آن اثبات شود . و بنابراين " فعليت " ، اصل قضيه و يكى از اركان آن است و نه جهت آن ؟ ولى به اين نكته توجه كنيد كه قضيه آن است كه يك شيىء را به شيىء ديگر ، ارتباط دهد . و اما اين‌كه اين ارتباط و ثبوت آيا به نحو امكان است يا فعليت و يا دوام و . . . قضيه ، از بيان اينها ساكت مىباشد و بنابراين تمام اينها " جهات " هستند .