الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

12

منطق مقارن (فارسى)

جن « 1 » و نور . همچنانكه اشيايى را تصور نموده و به حقيقت آنها نيز آگاهيم و همچنين قضايايى در ذهن ما راه مىيابند كه در ابتدا راهى براى اعتقاد به آن نداريم مانند " جهان ازلى است " . چنان كه قضايايى نيز در ذهنمان وارد مىشود كه آنها را تصديق مىكنيم مانند " آتش گرم است " . آيا براى كشف مجهولاتمان راهى داريم ؟ در قرن پنجم قبل از ميلاد عده‌اى از دانشمندان كه آنان را " سوفسطائيان " مىناميدند بر اين عقيده بودند كه آنچه را ما حس مىكنيم واقعيت خارجى نداشته و آنچه را كه مىپنداريم در خارج موجود است ، جز حاصل قواى ادراكى خودمان چيز ديگرى نيست . و در خارج ذهن هيچ چيز وجود ندارد و آنچه است پندار در پندار است . و بنابراين در خارج چيزى نيست تا بخواهيم به آن دست يابيم و دانستن آنچه وجود خارجى ندارد كمال نخواهد بود . " پروتاكوراس " « 2 » مىگويد : مقياس هر چيزى خود انسان است . به اين معنى كه هر حكمى كه با ادراك آدمى مطابقت نموده ، مفهوم گردد ، حق است و در غير اين صورت باطل . پس اگر دو فرد بر خلاف هم مطلبى را فهم كنند ، هر يك از آنها آنچه را درك كرده نسبت به شخص خودش حق است و نسبت به ديگرى باطل . و در خارج چيزى نيست تا اين هر دو ادراك متضاد را به آن قياس نموده و صحت و سقم هر يك را بازيابيم . " گرگياس " « 3 » نيز مىگويد : ما دلائل « 4 » و براهينى داريم كه بر

--> ( 1 ) - در بيان حقيقت جن اقوال گوناگونى موجود است . مرحوم علامه مجلسى در " ج 14 - بحار باب 22 و 92 " و محقق لاهيجى نيز در " گوهر مراد " درباره آن بحث كرده‌اند . ابن سينا در رساله‌اى كه در لغت نگاشته است ميگويد جن مخلوق پنهان خداست و از جهت پنهان بودنش جن ناميده مىشود و آنان ارواح لطيفى هستند كه از نظر شماره بگونه اجسام مادى در انحصار قرار نمىگيرند . ( 2 و 3 ) - هر دو از معاصران سقراط حكيم بوده‌اند . ( 4 ) - و وجود اختلاف را در ميان دانشمندان هر علمى و فنى ، از جمله آن دلائل شمرده است