الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

103

منطق مقارن (فارسى)

البته اين مطلب تنها در قضاياى غير " ممكنه " راه دارد و اما در قضاياى ممكنه وجود موضوع ضرورى نيست ، زيرا در آنها ، به ثبوت محمول براى موضوع برحسب وجود ، حكم نشده است « 1 » مانند انسان كاتب بالامكان است . " وجود موضوع " وجود موضوع به چند گونه تصوير مىشود : 1 - وجود خارجى و آن هنگامى است كه حكم بر افراد خارجى موجود ، رفته باشد مانند اين آيه كريمه اللهم ان كان هذا ( ولايه على ( ع ) ) هو الحق " ، و اين مثال : هركس در لشكر بود ، كشته شد " . اين نوع قضايا را " خارجيه " گويند . 2 - وجود خارجى بطور مطلق ( تحقق يافته باشد يا اينكه بعدا تحقق يابد ) مانند آنان كه كافر شدند ، بسوى جهنم محشور ميشوند " « 2 » يا : هر انسانى حيوان است . اين‌گونه قضايا را " حقيقيه " خوانند كه حكم براى هر كافر و هر انسان هرچند الان موجود نباشند ثابت است . 3 - وجود ذهنى و آن در جايى است كه حكم بر موجود ذهنى رفته باشد

--> ( 1 ) - چنان كه فخر رازى و سبزوارى در حاشيه اسفار [ ج 1 ص 148 ط . ج ] گفته‌اند . ناگفته نماند كه ملاصدرا در [ ج 1 اسفار ص 370 ] و سبزوارى در حاشيه اسفار [ بر خلاف منظومه ] و محقق نائينى در مباحث صلوه [ ج 1 ص 265 ] به مخالفت با قول مشهور برخاسته و وجود موضوع را در قضاياى سالبه نيز طبق مبانى مشهور ضرورى دانسته‌اند . اينها گفته‌اند روى مبانى منطقيين كه قضيه سالبه را مثل حمليه داراى نسبت و حكم ميدانند بايد بگوئيم وجود موضوع براى سالبه هم لازم است . و لكن حق با مشهور است و بحث و تحقيق در اين مطلب ، مجال ديگرى مىطلبد . ( 2 ) - وَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ - آيه كريمه .