الشيخ محمد علي الگرامي القمي
56
نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى)
صفوان بن مهران كه از اصحاب امام كاظم عليه السلام بود و شتران باربر زيادى داشت مىگويد . به حضور امام مشرف شدم حضرت فرمود : صفوان جز يك چيز همه چيزت خوب است ، عرض كردم : فدايت شوم ، كدام چيز ؟ فرمود : اينكه شترانت را به اين مرد ( هارون الرشيد ) كرايه مىدهى ، گفتم : به خدا قسم در راه لهو و لعب و شكار و تفريح كرايه نمىدهم ، براى سفر مكّه به او كرايه مىدهم ، خودم هم همراهش نمىروم ، غلامانم را مىفرستم ، فرمود : 0 نمىخواهى زنده بمانند تا كرايهات را بپردازند ؟ گفتم : چرا ، مىخواهم ، فرمود : كسى كه ماندن آنها را بخواهد از ايشان است ، و هر كه از آنها باشد وارد دوزخ خواهند شد ! صفوان مىگويد : بيرون آمده همهء شترانم را فروختم . اين خبر به هارون الرّشيد رسيد ، مرا خواست و گفت : صفوان ! شنيدهام شترانت را فروختهاى ؟ گفتم : آرى گفت : چرا فروختى ؟ گفتم : پير شدهام غلامانم هم نمىتوانند به كارها برسند ، گفت نه اين طور نيست ، من مىدانم به دستور چه شخصى چنين كردى ، موسى بن جعفر عليه السلام به تو چنين دستور داده است ؟ گفتم من چه ارتباطى با موسى بن جعفر دارم ؟ ! هارون گفت : از اين حرفها نزن ، به خدا قسم اگر خوش رفاقتى سابقت نبود ترا مىكشتم . به هر حال به وسيلهء اين گونه مطالب - / كه البته مطالب حقيقى دين مىباشد - / ضربات كوبندهاى بر وجههء حكومت بنى العبّاس و بنى مروان و بنى اميّه وارد مىكردند . و مىدانيد كه اساس همهء بدبختىهاى هر حكومتى از دست دادن وجههء ملّى خويشتن است . اگر حكومت وجههء ملى خود را از دست داد تدريجا ارتباطش با ملّت قطع مىشود و به دنبال آن نارضائيها در ميان مردم شيوع مىيابد . و چون به اوج رسيد به شورش