الشيخ محمد علي الگرامي القمي
32
نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى)
گوش محمّد بن سليمان نوفلى و ابن ميثم كه هر دو در زندان هارون بودند رسيد ، نوفلى به ابن ميثم گفت : « هشام نتوانست از جواب فرار كند و تصريح نكند » ؟ ابن ميثم گفت : « آخر راه فرار نداشت ، خودش گفته بود كه اطاعت امام واجب است » . نوفلى گفت : « مىتوانست بگويد شرط امامت اين است كه كسى را دعوت به قيام نكند تا زمان امام دوازدهم » ابن ميثم گفت : « اينكه حرف خرافهاى است « كجا اين يكى از شرايط امامت بوده است كه پيش از امام دوازدهم نبايد خروج كند ؟ » عبدالرحمن بن حجاج از طرف حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به نزد هشام بن حكم آمده پيام آن سرور را آورده كه ديگر بحث نكن . هشام از اين پيام تعجب كرد . « 1 » عبدالرحمن گفت : « امام اين طور امر كرده است » هشام در حدود يك ماه سخنى نگفت ، و با مخالفين بحث نكرد ، ولى دوباره شروع به مباحثه نمود . عبدالرحمن دوباره نزد او آمده گفت : « سبحان اللّه . هشام مگر از مباحثه ممنوع نشدى ؟ » هشام گفت : « مثل من كسى از بحث ممنوع نمىشود » مدتها گذشت و هشام روش خود را داشت ، در سال بعد كه عبدالرحمن باز او را ملاقات كرد ، به او گفت : « هشام امام فرمود : آيا خوشحال مىشوى كه در خون مسلمانى شريك باشى ؟ » هشام گفت « مسلما نه » گفت : امام مىفرمايد چگونه در خون من شريك مىشوى ؟ اگر سكوت كنى بسلامت هستيم و گرنه قتل واقع مىشود » . ولى هشام به اين پيامهاى با واسطه اقناع نمىشد تا جريان حبس
--> ( 1 ) - چون همواره مورد تشويق امام صادق عليه السلام قرار مىگرفت و بحثهاى او را مىستودند .