الشيخ محمد علي الگرامي القمي

48

تفكر (فارسى)

شرط قياس شكل اول اين است كه صغرى موجبه و كبرى كلى باشد ؛ زيرا اگر صغرى سالبه باشد ، اصغر تحت اوسط مندرج نمىشود و رشته اين تفكر طبيعى پاره مىشود . و اگر كبرى كلى نباشد ، باز هم ممكن است اوسطى كه تحت اكبر مىباشد ، شامل اصغر نشود . بنابراين تفكر طبيعى اين قياس با ايجاب صغرى و كلّيت كبرى صورت مىگيرد . ببينيد تفكر اين حديث چقدر طبيعى است : « من كان عاقلا كان له دين ، و من كان له دين دخل الجنه » . همان‌طور كه در بحث مفاهيم تصورى ، تفكر طبيعى كشف يك مجهول اين بود كه اوصاف و خواص يك شىء را به‌دست آوريم ، و سپس با در دست داشتن علامت ذاتى و عرضى بودن شيئى ، ذات و حقيقت و نيز آثار آن را به‌دست آوريم ، همين طور در بحث تصديقات ، تفكر طبيعى اين است كه ببينيم ميان موضوع و محمول مطلوب ما ( كه در پى تحقيق آن هستيم ) ، چه چيزهايى مىتوانند واسطه شوند ، و وقتى واسطه را پيدا كرديم فوراً در ذهنمان تشكيل يك قياس مىدهيم تا ببينيم شرايط واسطه شدن را دارد يا نه ؛ مثلًا اكبر به طور كلى بر آن حمل مىشود يا نه ؟ و خود آن با اصغر چه نوع رابطه‌اى دارد ؟ سلبى يا ايجابى ، جزئى يا كلى ؟ و آنگاه اگر اصغر را مندرج تحت اوسط و اوسط را مندرج تحت اكبر ديديم ، به طور طبيعى به نتيجه رسيده‌ايم ، و فى المثل رابطه‌ى عقل با ورود در بهشت را يافتيم كه پذيرش دين الهى مىباشد . با اين رابطه تفكر طبيعى ما انجام يافته است . تمرينات : 1 - قياس اقترانى را تعريف كنيد . 2 - اقسام چهارگانه‌ى آن را شرح دهيد .