الشيخ محمد علي الگرامي القمي
39
تفكر (فارسى)
ارتفاعشان از يك موضوع ممكن است ، ولى اجتماعشان ممكن نيست ، مثل : سياهى و سفيدى كه دو امر وجودى هستند و كمال جدائى با هم دارند كه يكى اين طرف رنگها و ديگر پايان رنگها مىباشد و تحت جنس قريب رنگها ، يعنى اصل لون و رنگ واردند ، و امكان اجتماع در نقطهى واحدى ندارند . 3 - تقابل عدم و ملكه : نسبت ميان يك چيز و سلب آن در موضوعى كه اقتضاى وجودش باشد . مثل : كورى و بينائى در انسان ( نه در ديوار مثلًا ) . 4 - تقابل سلب و ايجاب مطلقاً يعنى بدون شرط اقتضاى وجود . و اين همان تناقض است . تذكر اصل امتناع تناقض كه به تعبير : « النقيضان لا يجتمعان ولا يرتفعان » معروف است . اصل الاصول ، وامّ القضايا ناميده مىشود و براى هر كسى بديهى است . فايدهى بحث تناقض اين است كه اگر نقيض چيزى باطل شد ، حق بودن آن چيز روشن مىشود ، و احتياج به دليل ديگرى نيست . تمرينات : 1 - عكس مستوى و عكس نقيض را تعريف كنيد . 2 - عكس سالبه كليه در مستوى و نقيض چگونه است ؟ 3 - عكس نقيض ، هيچ انسانى فرشته نيست چه مىشود ؟ 4 - تناقض را تعريف كنيد . 5 - قسيمهاى تناقض را بنويسيد .