الشيخ محمد علي الگرامي القمي
32
تفكر (فارسى)
توجه قضيهى شرطيه در اصل دو قضيه است كه به وسيله ادوات شرط اتصالى و يا انفصالى ، به صورت يك قضيه در آمده است . مثلًا در قضيه " اگر روز باشد خورشيد طالع مىباشد " كلمهى ( اگر ) را برداريد ، دو قضيه مستقل پيدا مىشود . تمرينات : 1 - معدولة المحمول را مثال بزنيد . 2 - چرا معدوله خوانده مىشود ؟ 3 - تقسيم قضيه به شرطيه و حمليه به چه اعتبار است ؟ 4 - منفصلهى مانعة الخلو را مثال بزنيد . تقسيم به اعتبار نسبت هرچه در ذهن تصور شود از نظر وجود خارجى يا ممكن الوجود است ، يا ممتنع الوجود ، يا ضرورى الوجود . محمول هر قضيه هم طبق همين قاعده مىباشد ، يعنى ثبوت آن براى موضوع يا ضرورت دارد يا امتناع و يا امكان . و بنابراين نسبت ميان موضوع و محمول در هر قضيه از نظر واقع ، كيفيتى امكانى يا امتناعى و يا ضرورى دارد . اگر در قضيه كيفيت مزبور ذكر شود ، قضيه را موجّهه خوانند . مثل اين قضايا : انسان بالضروره حيوان است و انسان بالامتناع حجر است ، و انسان بالامكان كاتب است . واقع ضرورت و امتناع و امكان براى واقع اين محمولات كيفيت خوانده مىشود . و لفظ ضرورت و امتناع و امكان را جهت گويند . هر يك از اين سه جهت مزبور فروعى دارند كه ذكر مىشود . البته امتناع همان ضرورت سلب است و بنابراين دو