الشيخ محمد علي الگرامي القمي
14
تفكر (فارسى)
مىشود ، ولى دلالتش بر در بهطور التزام است . دلالت التزام در صورتى است كه لزوم ذهنى ميان اصل معنا و خارج معنا باشد كه هر وقت در ذهن بيايد خارج معنا هم حاضر بشود . اين است كه مىگويند شرط دلالت التزام ، ملازمهى ذهنى است . و ملازمهى خارجى شرط نيست ، چنانكه نابينائى التزاماً چشم را مىفهماند ، ولى در خارج هميشه از آن جداست . مفرد و مركب لفظى كه براى معنايى وضع شده است ، اگر اجزائى داشته باشد كه از جزء لفظ دلالت بر جزء معنا اراده شود ، آن را مركب خوانند ، و گرنه مفرد مىباشد . مثلًا " حسن ايستاده است " مركب است ، چون جزء اين عبارت دلالت بر جزء معناى مقصود دارد . همين طور كلمهى " عبد اللَّه " به معناى وصفى كلى ، ولى اگر اسم خاص كسى شد ديگر چنين نيست . هر يك از مفرد و مركب اقسامى دارند : مركب دو قسم است : ناقص و تام . تام مركبى است كه معناى آن تمام بوده سكوت پس از آن صحيح است . حالا فرق نمىكند مركب مزبور جملهاى خبرى باشد يا انشائى . خبرى : يعنى جملهاى كه احتمال صدق و كذب داشته باشد ، و انشائى چنين نيست . مثلًا جملهى « فدك غصب شده است » " مركب تام خبرى است " يعنى خود هيئت جمله صدق و كذبپذير است ، هرچند محتواى اين جمله از نظر تاريخى ، قطعى است و احتمال كذب ندارد . ولى جملهاى « اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه » " خدايا دوست بدار دوستان على عليه السلام را و دشمن بدار دشمنانش را " انشائى