الشيخ محمد علي الگرامي القمي

13

تفكر (فارسى)

به‌طور كلى چهار گونه دلالت داريم زيرا شىء دلالت كننده ممكن است لفظ باشد يا غير لفظ ، و جهت دلالت هم يا وضع و قرارداد مىباشد ، و يا قراردادى نبوده از يك ارتباط واقعى ميان دو شىء منشأ گرفته است . 1 - دلالت لفظ بر معناى قرارداديش دلالت لفظى وضعى است . 2 - دلالت هر لفظى بر گوينده‌اش دلالت لفظى غير وضعى است ، و هم‌چنين دلالت لفظى كه از سرفه كردن توليد مىشود بر درد سينه . 3 - دلالت تابلوهاى راهنمائى وضعى و قراردادى است ليكن لفظى نيست . 4 - دلالت دود بر آتش ، يا سرعت نبض بر تب ، قراردادى نيست و لفظى هم نيست . پس دلالت لفظى وضعى يكى از اقسام دلالت‌ها است كه اين طور تعريف شده است : لفظ طورى باشد كه هر وقت ذكر شود معنايش فهميده شود . دلالت‌هاى ديگر چون چندان عموميت ندارند مورد توجه ما نمىباشند . زندگى مادى و فكرى ما بيش‌تر با دلالت لفظى وضعى انجام مىشود . و اين دلالت 3 قسم است : مطابقه ، تضمن ، التزام . اولى دلالت لفظ بر همه‌ى معنايش مىباشد ، و دومى بر جزء معنايش كه در ضمن همه‌ى معنا است ، و سومى بر چيزى خارج از معنا كه هميشه لازمه‌ى اصل معنا مىباشد . مثلًا دلالت اتاق بر همه‌ى سقف و ديوارها و زمين مطابقه است ، و نسبت به ديوار فقط تضمن است ، چون در ضمن همه‌ى معنا فهميده