الشيخ محمد علي الگرامي القمي

62

مرزها (فارسى)

قانون اساسى ايران را پذيرفتند ، و در پى انتقام بودند ، با انتشار اين آگهى مىخواستند در برابر وجهه مذهبى و ملى مرحوم نورى ، يك مستمسك شرعى ، ولو جعلى ، به مردم نشان داده باشند . گر چه از برخى بيوت نجف نيز در رابطه با اين حادثهء مرگبار اخبار ناراحت كننده‌اى مىرسيد ، ليكن به احتمال قوى ايادى استعمار آن‌جا هم فعاليّت پنهانى مىكردند . و به هر حال مرحوم نورى را بدار آويختند و به قول مرحوم آية ا . . . العظمى اراكى ، استاد فقيد ما : روحانيت تا ساليان دراز پس از آن آب خوش از گلويش پايين نرفت . درد آورتر آن‌كه « يپرم » ارمنى كه رئيس شهربانى بود پاى دار عمامه آن مرحوم را برداشته به ميان جمعيت پرتاب نمود مردم كف زنان شادى مىكردند ! مرحوم آيت اللّه حاج شيخ مهدى مازندرانى نقل كردند كه دختر مرحوم نورى شب بعد او را در خواب با عمامه سياه ديد و جهت پرسيد مرحوم نورى گفت : آن هنگام خيلى دلم به درد آمد ، ناگاه پيامبر اكرم را در برابر خود ديدم كه عمامه خود را برداشته بر سر من گذاشت يعنى ترا از زمرهء اهل بيت خود مىدانيم ! !