الشيخ محمد علي الگرامي القمي

63

مرزها (فارسى)

سكوت مرگبار از شگفتىهاى ديگر اين كه در هنگامه مبارزات مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادى ناگهان در تهران شايع شد كه سيد جمال بابى است ! و اين شايعات و تبليغات در ذهن مردم اثر سوء گذاشت . مردم از سيد جمال فاصله گرفتند و عصبانى بودند كه چرا مدتى مديد در مسير مبارزات او كار مىكردند ، ودشمن مىرقصيد كه چگونه هم رقيب خود را از ميان برداشت ، و هم حس اطمينان را در مردم كشت ، تا ديگر مردم زير پرچم انقلابيون جمع نشوند . و در اين موقع وظيفه روحانيون آگاه سخت مىشد ، بر آن‌ها بود كه با سكوت خود صحه بر اتهام مذكور نگذارند و به وظيفه واجب خود در دفاع از حيثيت يك عالم واقعى ، قيام كنند . در حقيقت هر ساعتى كه سيد مظلوم در سايه اتهام مزبور رنج مىديد ( رنج از اتهام و يا ركود مسير هدف ) آن روحانيون با نفوذى كه مىدانستند او هر چه باشد با بى نيست و سكوت مىكردند مسئول بودند و از اينجا انسان به يك نكته ديگر منتقل مىشود كه : همواره دشمن بيش از حمله‌اش ارزيابى قدرت خود و طرف را مىكند اگر طرف را قوى ديد و نتيجه مبارزه را به سود خود نديد دراقدام عجله نمىكند ( مگر در شرايط استثنائى كه مرگ را بر زندگى خاصّ ترجيح دهد و به هر قيمتى بخواهد به هدف برسد يا مانع