الشيخ محمد علي الگرامي القمي
32
مرزها (فارسى)
توضيح كامل اين بحث ودليل آنها در اين مطلب فلسفى فرصت ديگرى مىخواهد . « انقطاع الى الله » درك كامل اين مطب ودل نبستن به علل و عوامل ظاهريه است ، مردم را وسيله ارتزاق خود نداند و خود را براى استحمار واستثمار آنها آماده نكند ، اگر هم عوامل ظاهرى وقوف پيداكرد و در دسترس نبود به كلى مأيوس ونااميد نشده حالت مردگى پيدا نكند . . . در حقيقت همه وجود و سراسر هستى خويش را به خدا بسپارد ، اگر خداوند مال او را بخواهد بدون تأمل وناراحتى از اين كه مال از مهمترين وسائل زندگى است چگونه بدهم » ، بدهد و اگر خداوند جان او را بخواهد بدون تأمل جانبازى كند . . . پيداست كه اگر چنين حالتى در شخص پيدا شود سراسر وجودش نور مىشود ظلم نمىكند ، تجاوز به حقوق كسى نمىنمايد ، هنگام دفاع ازمظلوم سستى نمىكند و « صلح كل » را شعار خود نمىسازد . سرو جان آماده فداكارى خواهد بود . اين معنى موردتوجه كامل ائمه ما عليهم السلام قرار داشته و در مناجات « شعبانيه » كه على عليه السلام و فرزندانش آن را مىخواندهاند - از خداوند چنين مىخواهند : « الهى هب لى كمال الا نقطاع اليك و انرا بصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير ارواحنامعلقة بعز قدسك . . . » : خدايا كمال انقطاع به من عطا كن و چشمان دلمان را به نور معرفتت روشنائى بخش كه چشمان دلها حجابهاى نور را بشكافد و به معدن عظمت تو برسد و ارواح ما به مقام عزت مقدست معلق و آويخته گردد ! !