الشيخ محمد علي الگرامي القمي

88

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

قانون ، جملهء لطيفى در سوره « جن » بيان داشته است . . . خداوند از پيش و پس مراقب هر پيامبرى است كه حتما بداند مطالب خدايشان را ابلاغ نموده‌اند ، خداوند به همه چيزها كه پيش پيامبران است احاطه دارد و شمارهء همه چيز را احصا فرموده است « 1 » همين مصونيت را درباره « امام » هم لازم مىدانيم . در ميان روايات گذشته كه مناظرات اصحاب ائمه عليهم السلام را نقل مىكرد روايتى ذكر شد كه هشام بن حكم به آن مرد مخالف شام مىگفت حجت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله كيست كه براى حل اختلافات مردم به او مراجعه كند ؟ و او گفت قرآن . هشام گفت قرآن حل اختلاف مىكند ؟ گفت : آرى ، هشام گفت : پس تو چرا به اينجا آمده‌اى تا با ما بحث كنى ؟ با اينكه ما هر دو قرآن را قبول داشته و هميشه مىخوانيم . مفاد اين حديث مطلب جالبى را در بر دارد : آن فرد مخالف سوريائى متن قانون را در حل اختلاف كافى مىدانست ، در حالى كه فهم قانون از نظر ادراك ذهنى افراد مختلف است ، هر كسى قانون را طورى درك مىكند . خود قانون زبان ندارد تا فهم يكى را تصديق و ديگرى را تخطئه نمايد . در گفتار آن فرد مخالف يك نوع تناقضى هم وجود داشت كه هشام بن حكم به روى او نياورد و آن اين كه اگر متن قانون براى حل اختلافات و به اصطلاح « حجت » ميان مردم كافى است پس چرا در زمان خود پيامبر صلى الله عليه و آله آن سرور را حجت قرار مىدهى و متن قانون

--> ( 1 ) - سورهء جن ، آيه‌هاى 27 - 28 : « فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا ليعلم أن قد أبلغوا رسالات ربهم و أحاط بما لديهم و أحصى كل شيء عدداً »