الشيخ محمد علي الگرامي القمي
89
مقدمه اى بر امامت (فارسى)
يعنى قرآن را كافى نمىدانى ؟ مگر زمان دخالتى در حل اختلاف فكرى دارد ؟ منطق بالاتر از زمان و مكان و اوضاع و احوال مخصوص است . در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله قرآن را حجت قرار نداده آن سرور را به عنوان رهبر و « حجت » و وسيله رفع اختلافها مىدانى ولى در زمان پس از آن حضرت قرآن را كافى مىدانى ؟ مگر قرآن زمان آن حضرت غير از قران پس از آن سرور است و يا چيزى كم دارد ؟ بايد گفت وجدان هر انسانى گواه است كه خود قانون ، زبان ندارد و براى حل اختلافها و اشتباهات فكرى كافى نيست و براى فهم صحيح قانون و حل اختلافهاى فكرى احتياج به رهبرى دانا داريم . اين اقتضاى وجدان است ، و بر طبق همين وجدان در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله هم عمل مىشود ، ولى هوس رياست و حب جاه اين وجدان را پس از پيامبر صلى الله عليه و آله زير پا مىگذارد و همان كه در زمان آن سرور وجود آن حضرت را براى حل اختلافها لازم مىداند و اگر همه قرآن هم از همان اول نازل شده و در دسترس مردم بود ( چنان كه در يكى دو ماه آخر عمر آن حضرت قرآن تكميل بود ) باز هم خود آن حضرت را حجت مىداند نه قرآن را ، بعدا براى رسيدن به مقام و رياست غاصبانه بر ملت و استعمار و استثمار مردم ، ناچار به ترويج اين فكر باطل شده و متن قانون را كه قبلا كافى نمىدانست اينك كافى مىداند . و روى اين موضوع به حدى سر و صدا مىكنند كه نسلهاى بعدى سرگردان مىشوند . با اينكه مسئله بسيار روشن است و چه