الشيخ محمد علي الگرامي القمي
31
مقدمه اى بر امامت (فارسى)
حجت و راهنماى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله كيست ؟ هشام گفت « همين شخص ( امام صادق ) كه از اطراف به نزدش مىآيند و احكام الهى را سئوال مىكنند . گفت درست گفتى . وظيفهء من است كه بپرسم . در اين هنگام امام صادق عليه السلام فرمود مىخواهى از سفرت و راهت و جريانات بين راه كه چنين و چنان بود خبرت دهم . . . شخص شامى همه را تصديق كرد و شيعه شد . روايت مفصل است و حضرت اشاراتى درباره روش مناظره علمى و نيز انتقاد از هشام بن سالم و احول و قيس ماصر ، دارد كه مطالعه آن براى اهل فضل مفيد است و به هر حال در اين روايت هم « امام » از لحاظ بيان مسائل مذهبى مورد توجه قرار گرفته است . 2 - و نيز يونس بن يعقوب مىگويد : « عدهاى از جمله هشام بن حكم كه تازه جوانى بود ، نزد امام صادق بودند حضرت به هشام فرمود نمىگويى كه با عمرو بن عبيد چه كردى و چگونه بحث نمودى ؟ هشام گفت در محضر شما شرم مىكنم سخن بگويم . فرمود وقتى به شما فرمانى مىدهم انجام دهيد . هشام گفت : شنيدم عمرو بن عبيد در مسجد بصره مجلس بحثى داير كرده و سر و صدائى دارد خيلى بر من گران آمد . « 1 » حركت كرده روز جمعهاى به بصره وارد شده به مسجد جامع رفتم ديدم جماعت زيادى گرد عمرو بن عبيد جمع شدهاند و از او سئوالاتى مىكنند . در
--> ( 1 ) - از اين نظر كه يك نفر بى سواد و يا منحرف چگونه مردم را به دور خود جمع مىكند و آن بيچارههاى بى خبر را تحت تأثير قرار مىدهد