الشيخ محمد علي الگرامي القمي

13

مقدمه اى بر امامت (فارسى)

بخشى از مباحث : امامت در بحث امامت و رهبرى ابتدا بايد لغت امامت را كاملا درك نمود تا مطالبى كه زير عنوان اين اصل اعتقادى شيعه قرار داد روشن شود . پيش از آنكه تعريف‌هاى ديگران را دربارهء امامت ببينيم ( كه در آخر كتاب مىآيد ) بايد در نظر داشت كه امامت مرادف پيشوائى و مقتدا بودن است . امام كسى است كه ديگران را بدنبال خود مىكشاند و خود به جلو ميرود و بنابراين پيش از آنكه يك منصب قرار دادى باشد يك عظمت و قدرت معنوى است . و خداوند كه ابراهيم راامام مىكند او را قدرت چنين كششى مىدهد . منصب ظاهرى امامت يكى از آثار قدرت واقعى است . اگر رهبران اسلامى امامت ظاهرى دارند طبق هان قدرت باطنيشان مىباشد و همهء حرف اينجا است كه نبايد امامت ظاهرى را بدست آنها سپرد كه چنين قدرتى در خود ندارند . . . كشش و تحرك دادن استعدادهاى انسانى ، استعدادهاى فردى و جمعى . . . انسان استعدادها و نيروهاى مختلفى دارد كه او را از حد يك موجود مادى طبيعى بالاتر برده به صورت يك مجموعهء شگفت آورى در مىآورد كه نمونه‌اى از همهء جهان در خود دارد . پهناى گسترده‌اى دارد كه مىتواند از فرشته بالاتر و يا از حيوان پستى پست‌تر گردد .