الشيخ محمد علي الگرامي القمي

37

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

على - عليه السّلام - هم استدلال كرده‌اند . 14 - رواياتى كه مخالفان نقل كرده‌اند ، نوعا بىسند يا فاسد السّند يا مرسل هستند . 15 - وجدان ، بر الهى بودن نظم قرآن شهادت مىدهد . همه دنبال اين هستند كه ببينند هر آيه‌اى با آيهء قبلى و بعدىاش چه ارتباطى دارد . صاحب مجمع البيان مىگويد : « چون سورهء قبلى را به اين مطلب ختم كرد ، لذا سورهء بعدى را با اين مطلب آغاز كرد ؛ يعنى بين آيات ارتباط و پيوستگى وجود دارد . حتّى سنّيها بحث كرده‌اند كه آيات « ولايت » در سورهء مائده چه ارتباطى با آيات قبل و بعد دارد ؟ اگر واقعا قرآن داراى نظمى نبود ، آنها دنبال اين گونه بحثها نمىرفتند . » . 16 - إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ خدا ، حافظ قرآن است ، هر چند نظم قرآن باشد . 17 - لازمهء اعتقاد به جمع آورى به وسيلهء خلفا ، اعتقاد به نوعى تحريف است ، زيرا پس و پيش كردن آيات قرآن نيز نوعى تحريف است . صاحب التمهيد مىگويد : « دليلى نداريم كه جلو و عقب بودن آيات ، به نظم الهى باشد ، بلكه بر خلافش دليل داريم » . در اين باره پيش از اين مطالبى را ذكر كرديم . 18 - حكومت شيخين خيلى قوى بود ، على - عليه السّلام - را دست بسته به مسجد بردند ، ولى هيچ گونه اعتراضى نكرد چرا ؟ گر چه بالأخره على - عليه السّلام - در خطبهء شقشقيّه حرف خود را زد . نتايج و پيامد حكومت عثمان را به صراحت بيان كرد . از عوارض حكومت عمر ، لااقل آن مقدارى را كه همه قبول داشتند بيان كرد كه عمر مردى خشن بود « فصيّرها فى حوزة خشناء ، يغلظ كلمها و يخشن مسّها و يكثر العثار فيها و الاعتذار منها ؛ ابو بكر خلافت را در جاى نامناسب و ناهموار خود قرار داد ( عمر را بعد از خود خليفه كرد ) در حالتى كه عمر سخن تند و زخم زبان داشت ، ملاقات با او رنج آور ، و اشتباه او بسيار ، و عذر خواهيش در آنچه به غلط فتوا داده بىشمار بود . »