الشيخ محمد علي الگرامي القمي

38

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

وضع حكومت ابوبكر را چون نمىتوانسته صريحا بگويد ، بطور مبهم گفته كه : « فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجا ارى تراثى نهبا ؛ پس صبر كردم ، در حالتى كه خارى در چشمانم و استخوان در گلويم بود و ميراث خود را تاراج رفته مىديدم . » معلوم مىشود ، حكومت ابوبكر خيلى سخت‌تر بوده ، چون هم عمر بود و هم ابوبكر و هر دو دست در دست يكديگر داشتند . آيا حفظ قرآن ، مهمتر از آن نبوده است ؟ 19 - قرآن مىفرمايد : إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ « 1 » ؛ جمع كردن قرآن و خواندن آن بر ماست . خدا جمع قرآن را به خودش نسبت داده است ، نه به عمر و عثمان ! 20 - از مخالفان مىپرسيم شما معتقديد كه عمر و عثمان قرآن را جمع كرده‌اند ، پس چرا به تحريف قرآن باورمند نمىشويد ؟ شما مىگوييد : قرآن تحريف نشده ، به دليل آياتى مانند : إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ و إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . در صورتى كه حرفهايتان با يكديگر سازگارى ندارد . 21 - آيات لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ « 2 » و لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ « 3 » دلالت بر حسّاسيّت پيامبر نسبت به قرآن دارد . در تفسيرها گفته‌اند : پيامبر بسيار مواظب قرآن بوده است . آن وقت مىشود ، قبول كرد كه پيامبر قرآن را به حال خود رها نموده تا عمر بيايد آن را سرو سامان بدهد . مرحوم علامه طباطبايى ، از آنهايى است كه زياد به نظم قرآن در زمان پيامبر اعتقاد ندارد ، ( در عين حال ) ، در بعضى جاها به سياق آيات استدلال مىكند . اگر نظم قرآن نظم الهى نيست . پس چرا به سياق آيات استدلال مىكنيد ؟

--> ( 1 ) - قيامت / 18 . ( 2 ) - قيامت / 17 . ( 3 ) - طه / 114 .